دلایل رد تناسخ:
۱ـ نظریه تناسخ میگه هر فرد چندین بار به زمین برمیگرده یعنی ممکنه یه بار تو یکی از روستاهای ایران متولد بشیم یه بار توی یکی از شهرهای ایران یا ممکنه یه بار تو یه کشور یا یه قاره دیگه متولد بشیم❌
یعنی خدا انقدر ناتوانه و خلقتش محدوده که فقط چندتا قاره و کشور رو خلق کرده و آدما رو تو همین چندتا قاره و کشور میچرخونه؟ خدا نمیتونه جایی غیر از زمین و عالمی غیر از عالم دنیا خلق کنه که هر آدمی بعد از مرگش بره اونجا؟ به نظر من که خلقت خدا نامحدود و فراتر از این دنیا و زمینه
۲ـ نظریه تناسخ میگه هر آدمی چندبار میاد تو دنیا تا وقتی که به تکامل برسه و تمام صفات بد از وجودش پاک بشن، طبق این نظریه ممکنه من تو زندگی قبلیم تو صفت دزدی به تکامل رسیده باشم و فهمیده باشم دزدی نکنم ولی تو صفت دروغگویی هنوز به تکامل نرسیده باشم برای همین دوباره اومدم به دنیا که تو اینم به تکامل برسم❌
اگه اینطور باشه پس چرا بعد از میلیاردها سال هنوز کسی تو صفت حسادت یا غیبت به تکامل نرسیده( هیچکس نیست که بتونه ادعا کنه ذره ای حسادت تو وجودش نیست یا هیچوقت غیبت نکرده، همه ما آدما سطوحی از حسادت رو داریم و تو زندگیمون غیبت کردیم) یعنی بین اینهمه آدم نباید یه نفر تو این صفت به تکامل برسه؟
۳ـ طبق نظریه تناسخ باید از تعداد آدمها کم بشه چون اونایی که به تکامل میرسن باید از چرخه بازگشت به دنیا خارج بشن ولی میبینیم که جمعیت جهان رو به افزایش بوده همیشه
مثلا فرض کنیم در آغاز خلقت، خدا هفتاد نفر خلق کرده، بعد ده نفر میمیرن، از این ده نفر یه نفر به تکامل رسیده و نیاز نیست دیگه برگرده ولی نه نفر دیگه برمیگردن که جمعیت میشه شصت و نه نفر
پس باید جمعیت کمتر بشه نه بیشتر
۴ـ طبق آیات۹۹ و ۱۰۰ سوره مبارکه مومنون بازگشتی در کار نیست
حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ (۹۹)
تا زمانی که مرگ یکی از آنها فرارسد، گوید: پروردگارا مرا بازگردانید!
لَعَلِّی أَعْمَلُ صالِحاً فیما تَرَکْتُ کَلاَّ إِنَّها کَلِمَهٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى یَوْمِ یُبْعَثُونَ (۱۰۰)
شاید در آنچه کوتاهی کردهام کار نیکی انجام دهم! هرگز؛ این سخنی است که او میگوید و پشتسرشان برزخی است تا روزی که برانگیخته شوند.
۵ـ به نظر من کسی که از زندان جسم آزاد شد دیگه حاضر نیست برای بار دوم به این زندان برگرده، بعضی از افرادی که تجربه نزدیک به مرگ داشتن میگن وقتی از جسم خارج شدیم حسی که نسبت به جسممون داشتیم این بود که حس میکردیم یه لباس سنگین و کهنه و سرد رو از تن درآوردیم
کسی حاضره دوباره برگرده لباس سنگین و سرد و کهنه رو تن کنه؟