امروز مامور اداره پست اومد یه اقایی میانسال هستش بسته اورد مال واحد بالایمون بودن بد من گفتم تحویل نمیگیرم بسته شون رو دیگه داد دستم انداختم تو حیاط بد یه حرفی زد ناراحت شدم اینا جریان اینکه گفتم تحویل نمیگیرم این بود چند بار مامور اداره پست اومده بود من نبودم همسایمون بسته هارو تحویل نمیگیرفت و برگشت میخوردن با اینکه چندبار زنگ زدم التماس کردم بسته هامو بگیرین یه بار گفتن نمیگیریم اصن همینه هست دعوا شدیم منم براهمین نگرفتم بد به ماموره گفتم اصن نمیگیرم یکم صدام رفت بالا از ساعتی رفت کلی عذاب وجدان داشتم که اون تقصیری نداره کل انگشتای دستمو زخم خونی کردم از بس جویدم تا گشتم شماره بنده خدا پیدا کردم بهشون زنگ زدم ازشون معذرت خواهی کردم تا بهشون گفتم عذر میخام بغضم ترکید اشکام سرازیر شدن چقد خجالت کشیدم گریم گرفت دل نازکم عذاب وجدان زود میگیرم🥲