چرخ گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت / دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور / هان مشو نومید چون واقف نه ای از سر غیب / باشد اندر پرده بازی های پنهان غم مخور
دوسه سال پیش دوباره آی فیلم گذاشته بود کلانگاه نکردم شوهرم میگفت آخه این ترس نداره ولی اون ترسی که بچگی به جونم نشسته هنوزم بادیدنش زنده میشه الیاسم خوش قیافه بود خواهرم هر شب مینشست نگاه میکرد میگفت فرشته س