خودمو شوهرم اهل یه شهر دیگه هستیم بخاطر کار شوهرم یجا دیگه زندگی میکنیم ۴ ماهه داداشمم اومده اینجا پیش شوهرم کارمیکنه داداشم ۲۱ سالشه خونه ما زندگی میکنه خونمون ۹۰ متره اپارتمانی ساعت ۹ صبح میره ۸شب میاد نهار و شامم همونجا میخوره اما بعضی وقتا من خیلی موذبم یه بچه ۳ سالم دارم شوهرم حرفی نداره ها اما من خودم میدونم منتشو میزاره بعضی وقتا تیکم میپرونه به هر حال از وقتی اومده خونمون خیلی محدود شدم از یه طرفم میگم اگه خونه مجردی بگیره نکنه معتاد شه نکنه هزار بدبختی دیگه یا بخاد ازداج کنه نتونه از پس زندگی بر بیاد ماشالا مامان بابامن تو عهد دقیانوس موندن میگن داداشته زیر پرو بالشو بگیر دیگه نمیگن از اون ور داره زندگی خودم نابود میشه حال روحیم داغونه نمیدونم چیکار کنم میترسمم کارشو از دست بده به نظرتون چیکار کنم
طفلی صبح میره شب میادانگارفقط یهجاخوابه که میاداونجا.گناه داره باشماکه کاری نداره.البته بازم شرایط شماشایدمتفاوته ولی من بودم خیلیم خوشحال میشدم.ان شالله که زودترسروسامون بگیره که به زندگی شماهم لطمه نخوره گلم
من برای دخترانم آرزوی خوشبختی میکنم مادرم هم برای من آرزوی خوشبختی کرده بود ومادرش هم برای مادرم. من یقین دارم روزی دختری ازنسل ماخوشبخت خواهدشد😔😔سایه جون مامان ساغرعمرمامان دلم برای بغل کردنتون تنگ شده خدایا منکه نشد ولی دخترام وخوشبخت کن التماست میکنم خداجون.دلم براتون پرپرمیزنه 😔😔😔😔روله بی توتک تنیام له تنیایی تنیاترم وختی یادت کفم روله جورچیلگ آگرگرم😭😭روله باوتازندگیم گشتی قربانی تماشات کم روله مگر ودیدارت دل خصه بارم شادکم😢😢