ما یه جشن دعوت بودیم برای امشب من نرفتم البته پدرم اینا هم دعوتن که رفتن شوهرم اول چهارتومن زد به کارتم گفت همینقد هدیه بده منم مامانم چپ میرفت راست میرفت میگف چی شد ما چی بدیم از طرف شما که گفتم جواد چهارتومن داده میزنم به کارت بابا اصن نگف حالا یه دقیقه دیگه همون لحظه شماره کارت فرستاد منم زدم به کارتش رفتن..تو راه شوهرم پشیمون شده که چون پارسیان دادن ما هم پارسیان بدیم و پارسیان رو رسونده به بابام..حالا من چهارتومنو روم نمیشه بگم بزن به کارتم..اینم بگم بابام یه پوشک خواست برای بچه ام بگیره اونم چون پول نداشتم و شوهرم نبود همینجوری برداشت گفت برگشتن حساب کن ولی من روم نمیشه چیزی بگم شما جای من باشین چیکار میکنین؟!!!اینم بگم بابام وضعیتش نمیشه گفت خوووب اما متوسط به بالاست ینی ادم نداری نیست