امروز با شوهرم حرف میزدیم حرف خانم همسایه شد یه لحظه ،چیز بدی نمیگفتیم دربارش ، تقریبا همسن و سال خودمه، زن بدی نیست ولی به من یکم گارد داره دلیلشو نفهمیدم مهمم نیست برام ،یهو بدون فکر برگشت گفت زن همسایه از تو قشنگتره، خیلی ناراحت شدم ،میدونم قشنگ نیستم تقریبا میشه گفت زمختم خودم از نوجوونی که فهمیدم چی به چیه از خودم متنفر بودم ،ولی اینکه یکی به روت بیاره خیلی بده مخصوصا شوهر ،الان خیلی ناراحتم ،از خودم بابت ناراحتیم هم ناراحتم که میدونم حرفش درسته ولی بازم چرا اینقدر دلم شکست و حالم بد شد ،کلی دری وری بهش گفتم ،گفتم شوهر اون از تو بهتره ولی زیاد کشش ندادم نخواستم کار به جای بد بکشه
بین اینهمه ادم منو با اون مقایسه کرد
مخصوصا که حرفشو وقتی میزد حواسپرت بود مشخص بود بدون فکر گفته ،فکر اینکه بارها به این موضوع فکر کرده و یهویی از زبونش در رفته خیلی بهمم ریخته