2777
2789
عنوان

منو شوهرم

| مشاهده متن کامل بحث + 604 بازدید | 33 پست
اتفاقا بزار ی بار مامانت خون به پا کن حساب کار دستشون بیاد مامان باباش نمیگن پسر پاشو برو خونت دختر ...

مامانم اگ بفهمه نمیذاره اصلا اینجا بمونم ولی خودش خیلی مشکل داره منم برم اضافه بشم

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

چرا مادرشوهرت دعواش نمیکنه بفرسته خونه

ن مادرشوهرم ن پدر شوهرم هیچکدوم هیچی بهش نمیگم

امروز حتی مادر شوهرم گفت که به فلانی منظورش برادر شوهرم بود گفتم بیاد پیشت بخابه نیومده

مامانم اگ بفهمه نمیذاره اصلا اینجا بمونم ولی خودش خیلی مشکل داره منم برم اضافه بشم

ترس نداره که شما همسایه تو حیاط مشترک دارید و درا و پنجره رو قفل کن لامپ یه جا هم روشن بذار که کمتر اذیت بشی

اولین بار خواستم تو یه شهر دور تنها بمونم مادرم گفت صدقه بذار زیر سرت و آیت الکرسی بخون بخواب واقعا موثر بود

شما هم دوست داشتی امتحان کن

هر آنچه مقدر است، خواهد آمد؛ آرام بمان که اضطراب، هیچ سرنوشتی را دگرگون نمی کند...

ن مادرشوهرم ن پدر شوهرم هیچکدوم هیچی بهش نمیگمامروز حتی مادر شوهرم گفت که به فلانی منظورش برادر شوهر ...

عجبا به جای اینکه بچش رو بندازه بیرون بگه برو خونت مثلا می خواد نگهبان بفرسته برات

من بودم جمع می کردم می رفتم خونه مادرم اونجا هیچی نمی گفتم تا پیداشون بشه

هر آنچه مقدر است، خواهد آمد؛ آرام بمان که اضطراب، هیچ سرنوشتی را دگرگون نمی کند...

ببین قشنگ شب پاشو برو خونه مادر شوهرت وسط خونه اش بخواب بگو شما که متوجه نمیشید پسرتون ازدواج کرده باید خونه پیش زنش بخوابه ردش نمیکنید بیاد سر زندگیش منم میام اینجا میخوابم با شوهرت قهر باش ولی انقدر برو مزاحمشون شو تا حرصشون بگیره پسرشونو رد کنن بیاد خونه و دیگه هم راهش ندن قشنگ تا لنگ ظهر وسط حال بخواب حالشونو بگیر

به نظرم باید در این مورد صحبت کنین شما حالا اگر مسئله جدی نیست اینبار رو خودت برو جلو برا آشتی

نیت تون هم نه تنها در مورد شوهرتون کلا همیشه در این جور مواقع با خدا صحبت کنین و بگین خدایا من نه برای بنده تو برای تو که آشتی رو دوست داری و به ما بنده ها گفتی قهر نکنیم میرم جلو خودت درستش کن خدایا!

بعد هم با شوخی و بدون کنایه و با مهربانی به همسرتون بگین چطور دلت میاد وقتی من از تنهایی می ترسم من رو شبا تنها می زاری ؟

بعدش صحبت کنین باهاش اینبار جدی تر اما همچنان با لحن آرام بهش بگین که ما الان یک خانواده ایم این کدورت و ناراحتی ما رو جز خودمون نباید کسی متوجه بشه حریم خانواده شما و حرمت شما باید حفظ بشه براشون واضح توضیح بدید که اگر ایشون در زمان قهر میرن پیش خانواده شون هم وجهه شما و هم وجهه خودشون در خانواده شون ممکنه تغییر و در نتیجه میزان احترام ها کم بشه

و بهشون بگید زندگی مشترک دوطرفه است یه زمان هایی اختلاف نظر و همه اینها و.. پیش میاد اما کسی تو زندگی موفق تره که بتونه مدیریت کنه و بتونه کوتاه بیاد یه جاهایی و براشون توضیح بدید که کسی که میاد جلو برای آشتی یعنی اینقدر دوستتون داره که غرورش رو گذاشته کنار و با محبتش به طرف شما میاد باشوخی بهش بگین

محبتت نسبت به من چقده ؟ در کل فضا رو آروم کنید و بعد در مورد همه اینها صحبت کنید و یادتون نره قبل انتقاد ویژگی های خوبشون رو بگین که باعث جبهه گیری و دور شدن از موضوع اصلی نشه

به نظرم باید در این مورد صحبت کنین شما حالا اگر مسئله جدی نیست اینبار رو خودت برو جلو برا آشتی نیت ت ...

ببخشید بچه ها یهویی رفتم شوهرم صدام کرد بیا بریم بیرون تو شهر

یعنی دیگ آشتی شد بعد پنج روز😂

واقعا یهویی اتفاق افتاد

ببین قشنگ شب پاشو برو خونه مادر شوهرت وسط خونه اش بخواب بگو شما که متوجه نمیشید پسرتون ازدواج کرده ب ...

ببخشید بچه ها یهویی رفتم شوهرم صدام کرد بیا بریم بیرون تو شهر


یعنی دیگ آشتی شد بعد پنج روز😂


واقعا یهویی اتفاق افتاد

عجبا به جای اینکه بچش رو بندازه بیرون بگه برو خونت مثلا می خواد نگهبان بفرسته براتمن بودم جمع می کرد ...

ببخشید بچه ها یهویی رفتم شوهرم صدام کرد بیا بریم بیرون تو شهر

یعنی دیگ آشتی شد بعد پنج روز😂

واقعا یهویی اتفاق افتاد

تربیت مادرشون غلطه و برخورد الان پدر مادرشون غلط،تر

ببخشید بچه ها یهویی رفتم شوهرم صدام کرد بیا بریم بیرون تو شهر

یعنی دیگ آشتی شد بعد پنج روز😂

واقعا یهویی اتفاق افتاد

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   aypari  |  14 ساعت پیش
توسط   آهو1957  |  13 ساعت پیش