امشب رفتم جلو مغازش دوستش بود رفتم تو مغازه
دوتا عکس نقاشی شده بود یکیش عکس خودش بود نوشته بود اکبری
یکی هم نوشته بود فتانه
هرچه قدر زنگ زدم جواب نداد گفت پیش دوستمم اقا فلاانی
از دوستش تو مغازه بود پرسیدم گفت نه فلانی الان اینجا بود فهمیدن دروغ بهم گفته
میخوام مهرمو بزارم اجرا ولی وابستشممم چی کاز کنم؟ کاش بمیره اینقدر اذیتم کرده