شوهرِ من 9 ماهِ تمام 15 ساعت شرکت بود و به محض اینکه میرسید خونه اشپزی میکرد و ظرف میشست و کارای خونه رو میکرد
منم دراز به دراز روی تخت خوابیده بودم و دستمو میگرفت میبرد تا حمام یا دستشویی و میاورد میخوابوند😊
تازهوقتی میخواست بره شرکت غذامو و خوراکیا و قرصا و آمپولامو میذاشت کنارم و میرفت که مجبور نشم از جام پاشم
اما گذشت
بهرحال بچهء اونا هم هست