ببین من نمیدونم دلیلت برای بوجود آوردن انسان چی بود اصلا نمیدونم چرا اگه آدمو دوست داری ولی باز تو دنیا پدرشو در میاری گاهی اوقات واقعا به شک میوفتم که نکنه وجود نداری
با این حال میترسم ازینکه فکر کنم وجود نداری خب بلاخره تو مثل امید میمونه برام اگه باورت نداشته باشم افسردگی میگیرم حس میکنم تنها شدم
ولی من واقعاً خستم واقعا یه سری وقتا از زمین و زمان میباره برام جدیدا ماجراهایی برام پیش میاد که از دست من خارجن ... من دارم تلاشمو برای زندگی میکنم خودتم میدونی سعی میکنم آدم بدی نباشم سعی میکنم آسیب نزنم ولی خب توام باهام راه بیا دیگه بزار منم به آرزوهام برسم
ازت خواهش میکنم