خواهر جاریم شمالن. واسه اخر هفته دیگه جاری وشوهرش دارن میرن اونجا. به شوهرمم گفتن که شما هم بیاید. من تا حالا نرفتم خونشون منظورم خونه خواهر جاریمه.فقط یکی دوبا اومدن اینجا دیدمشون. که خیلی افاده ای هستن وخیلی پر حرف وشلوغ.ولی من یکم ساکت وکم حرفم البته اصلا خجالتی نیستم.ولی باکسی که زیاد اشنا نیستم حرفی واسه گفتن ندارم.حالا من موندم که برم یا نه ؟چون میدونم جاری وشوهرش تا به اونها برسن دیگه مارو فراموش میکنن.ومن تنها میمونم وچون ساکتم شاید بهم خوش نگذره. بعدشم چون اونها خیلی هم افاده ای هستن بگین چکتر کنم جلوی اونها کم نیارم.از نظر رفتاری وگفتاری وتیپ وقیافه
خب اگه دوست داری یه تیپ شیک و جدید و اسپورت خرید کنبعدشم اونجا هم رفتی تو هم خودتو مشتاق و هم کلام باهاشون بشو کم کم باهاشون صمیمی میشی وخیلی بهت خوش میگذره احتمالا تجربه میگه بعضی مواقع ادم فکرشو نمیکنه بیشتر خوش میگذره