بیکاره، ولی خونه داره، نه ماهه پیش پدر و مادرشیم خیلی شکنجم میدادن بم گفت یا میای پیش پدر و مادرم یا جمع کن برو، منم جمع کردم، چند روزه مرتب به خانوادم زنگ میزنه من پای حرفمم گفتم منو دوست داری بیا خونه خودمون جدا بشیم الکی مدام میگه فرصت بده معتادم بوده تازه ترک کرده منم گفتم یا بیا یا تموم شه همه چی حالا ترسیدم خودکشی کنه یه نقطه فرستادم براش دیدم شروع کرد گفت به جون تو میخوام زنی بگیرم تنهام
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
داخل سایت وقتی بعضی از خانما در مورد رفتارهای همسرشون میگن اصلا تعجب میکنم و واقعا حالم بد میشه از ت ...
بخدا آجی من خیلی بسازم نه اهل مهمونی نه اهل دروغ نه اهل خیانت نه از این ژل ملیام نه رودار، سنمم کمه به قیافم میخوره پونزده سالم باشه، پای همت چی شوهرم موندم پاش موندم تا ترک کرد چند ماه بود هوس کوبیده کرده بودم پول نداشت به رو خودم نیاوردم فقط گفتم بسه بیا بریم سراغ زندگیمون😔 الان بهم گفت بخدا میخوام زنی بگیرم تنهام قلبم تیکه تیکه شد یعنی من اینقد بی ارزشم😔