دو ماهه منو انداخته خونه مامانم و ی کلمه سراغمو نگرفته بعد خودش قشنگ زندگیشو میکنه تو خونمون و وسایل و جهاز من و واسه خودش میره میاد مراسم های مذهبی و همه چی شرکت میکنه کلا نرمال انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده
نه عزیزم بعداز چندماه دعواهای خانوادگی هر دوطرفمون وبی آبرویی وتهمت زدن به این نتیجه رسیدم این مرد دلش به این زندگی نیس وقصد زندگی نداره رفتیم توافقی جدا شدیم
درخواست طلاق به نفع اونه من نمیدم فقط حق و حقوقمو میذارم اجرا
آفرین فکر کنم با همین مهریه دستت به جایی بند باشه والا خود من پسرم در این تعجبم چجوری میشه یه نفر خونواده ی خودشو بخواد از خونه پرت کنه بیرون آخه مگه یه زوج کسی رو به غیر از همدیگه دارن که اینقدر بخوان همدیگه رو هم اذیت کنن