بچه داداشم ب دنیا اومده .روز اول خودم کنارش بودم همه چی اوکی بود
فرداش برگشتیم خونه مامانم و مامانش بودن
خونه داداشم کوچیکه .دایی بچه قلیون چاق کرده بود میگفت بیا بچه رو بذار کنارم ب بوی قلیون عادت کنه
بعدش مامانش بچه یی که یه ساعت بود واکسن زده بود رو حموم داد .گفتم نباید آب بخوره تا فردا فقط خندید
بعدش قنداق پیچش کزد دستاشو هم گذاشت تو قنداق محکم پاهاشو فشار میداد صاف شه تو قنداق خیلی سفت سفت پیچید ....
تا اینجا دووم آوردم دیگه برگشتم خونه ک نبینم
بچه رو حموم میداد بچه نفس نمیکشید کبود بود من فقط ایت الکرسی خوندم چیزیش نشه
مامانمم کارای خونه و آشپزی رو انجام میده تو بچه داری دخالت نمیکنه
الان باز میگم برم یه سر بزنم باز میگم شاید صحنه ناجور ببینم اشکم دربیاد 🥺🥺شایدم من حساسم