2777
2789
عنوان

درباره ی عشق

50 بازدید | 9 پست

بچه ها علاقه خیلی زیادی به شعر دارم کلاس نرفتم اما از خودم نوشتم یک چیزی نظرتون درموردش چیه؟

یکیش اینه:

من چنان عاشق آنم که خدا میداند

دل داند و وی داند و او هیچ نداند


یکی دیگش:

در انتظار فصل تو

تمام فصل ها ، گذشت...

تو که بودی که بی تو

تمام قصه ها گذشت...

من در خیالات خودم با تو جهانی داشتم

تو شدی جانان من ،جان در خیالاتت گذشت

من که این گونه نبودم، روزگارم فرق داشت

آمدی و با تو من،حال و هوایم هم گذشت..

ای که با آمدنت جهان من زیبا شد

من شدم آن لیلی عاشق که بی فرهاد شد


بازم هست خوب بود بگین بفرستم 😅

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

گاه از تن و گاه از دل و گاه از عشق بیزارم

گاه در ره خندیدنت از جان ، گریزانم

گاه در خلوت خود به دور خویش میگردم

گاه در خاطره ات به عشق خویش میخندم

گاه میخوام فراموشت کنم اما...

عمرم همه رفت و آرزوی تو نرفت.

من کنون در هیاهوی جهان گم شده ام

من کنون در دریای تلاطم جفا گم شده ام

من کنون زندگی ام برباد رفت

تو نفهیدی ولی خاطره ات همراه رفت

آری! من پذیرفتم شکست خویش را

پند های قلب بد اندیش را

من پذیرفتم گرچه عاشقی زیباست اما نیست هیچگاه جای تو اینجا

ما برای با تو بودن زندگی را باختیم

این هم درد کمی نیست، عمر خویش را باختیم

حالا سوال اینجاست ای یار همیشگی

آیا برای دیدنت یک لحظه ای کافیست؟

این سوالیست که از قلب خویش پرسیدم

ندا آمد که برای دیدینش،یک لحظه ام کافیست

تمام فکر من این بود پنهانت کنم اما

نمیدانم چرا از پشت هر شعرم نمایانی

میدونی چیه؟!

خیلی ساده بخوام بگم از حال الانم، باید بگم حال الانم خاکستریه.

نه اونقدر خستم که به فکر پایان زندگی باشم نه اونقدر خوشحالم که تو ایینه به خودم لبخند بزنم

یک حالیه بین خوشحالی و غمگینی بین موندن و رفتن بین خواستن نشدن.

ناراحتم واسه خیلی چیزایی که خواستم و نشد تلاش کردم و نرسیدم صبر کردم و این صبر مقصدی نداشت.

توی این راه ها خیلی واژه صبرو شنیدما اما خب اخه رفیق صبر تا چه حد؟من دوچرخه ای که تو 7 سالگی دوسش داشتم وقتی تو 30 سالگی بهم بدن چه فایده ای داره؟خوشحالم میکنه؟

معلومه که نه!

هرچیزی به وقتش قشنگه به زمان خودش توی موقعیت خودش.

الان که دارم اینو مینویسم ساعت دقیقا 00:00 دقیقه است

خب اومدیم و من ارزومو کردم کی براورده میشه؟زمانی که دیگه هیچ ارزشی واسم نداره؟ دیگه هیچ ذوقی واسش نمیکنم؟


میگه که:

دنیا همه هیچو اهل دنیا همه هیچ

ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ



میدونی کلا دنیا یک روزه که اون روز هی داره تکرار میشه صبح به ما میدنش شبم از ما میگیرنش

پس همش میشه تکرار مکررات

یک حدیثی از امام علی هست که میگه زندگی شما کلا دوحالت داره

یا تو زندگی به ارزوهاتون میرسین که بعد یک مدتی اونا واستون خسته کننده و تکراری میشن

یا به ارزوتون نمیرسین و یک عمر باید حسرت بخورین که چرا بهش نرسیدم

پس دو سرباخته زندگی

پس برای چیزی که دوسر باخته نباید استرس کشید رفیق 🙃👌



همین...






دنیا...

عجیبه، گاهی اونقدر قشنگه که آدم دلش میخواد براش شعر بگه،

گاهی هم اونقدر سرد و ساکت، که فقط میخوای ازش فاصله بگیری.

من یک وقتایی لبخند میزنم،نه چون همه چی ارومه،نه چون دلم خوشه،فقط چون نمیخوام کسی طوفان دلمو ببینه .

گاهی سکوت میکنم،چون حرفام اگه گفته بشن دیگه دلم اون دل اول نمیشه،یک وقتایی وانمود میکنم همه چی خوبه،اما فقط خودم میدونم پشت اون لبخند چقدر صدا،چقدر فکر و چقدر دلتنگیه.

دنیا پر از تضاده...

یه روز با آفتابش میسوزونه، یه روز با بارونش التیام میده.

یه لحظه دل میبری ازش، یه لحظه دل میکَنی.

اما با همهی بالا و پاییناش، باز هم نمیتونی بیتفاوت از کنارش رد شی.


یه جایی هست که فکر میکنی شناختیش،

ولی درست همونجاست که غافلگیرت میکنه.

یه حس مبهمه بین دلتنگی و عادت،

بین موندن و رفتن...


شاید دلیلِ موندنم، همین ندونستنه

همین که نمیدونم چرا هنوز برام مهمی،

درحالی که نباید باشی.

شاید چون اسم تو هم "دنیاست"،

و من هنوز از این جهان دل نکَندم.


آره...

دنیا همینه، پر از حرفهای نگفته،

پر از حسهایی که نمیشه گفت،

وتو فقط باید لبخند بزنی و ادامه بدی،

چون ته این قصه همیشه دختری هست که اخرش میخنده.






#دینا_نوشت

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792