2777
2789
عنوان

یک عدد 🗓🫡

70 بازدید | 1 پست

سلااااااااام

چقدر اینروزا حالم آشفته س . به قول معروف

میدونم کار درستی انجام دادم ولی کاش کار درست این نبود 💔


بالاخره بعد یکسآل کشمکش و بحث و گریه و بی حرمتی بینمون،امروز رای دادگاه طلاق اومد .


هرچند مدتهاست همسرم منو بلاک کرده به گمونم خیلی زود داره خودشو با زندگی جدید وفق میده . همون چیزی که من ازش خواستم . خداروشکر


شایدم اون زن منو از گوشی همسرم هرچند روز یکبار بلاک میکنه . چون اون حتی ب گوشی شوهرم دسترسی داشت اما من که زنش بودم نه ______خیلی تلخه 🖤


تو کل این ۴ سال اگه یبار به حرفم گوش داده همین بوده ☺️ کاش کامل به حرفام عمل کنه هرچی بود و نبود دلسوزانه گفتم بهش . بهش گفتم واس ساختن ی زندگی جدید . تاوان سنگینی داده اگه دوباره با اون زن ارتباط بگیره ..هر گلی زده به سر خودش زده


اما حیف ؛هنوزم با اون زن هماهنگ ه میره و میاد روزایی که ما در حال بحث و جدل بودیم که چرا اینکارو کرد بهم میگفت دیگه با اون رابطه ای نداره .

ولی همین چندروز پیش یکی از نزدیکان اون خانوم برداشت گفت اون زن پشتت ی حرفی زده و دقیقا همون حرفی بود که شوهرم به بقیه هم گفته ..هممون دلیل رو 😄

از رو همین فهمیدم هنوزم باهم درارتباطن . مگه میشه جملات انقدر شبیه باشه .

شوهرم میگفت به حرف بقیه گوش نکن بقیه هرچی میخوان بگن . بگن . ی آدم دورو و فریبکار بود.

یا موقعی که بحث میکردیم تو برنامه ها میگفتم میدونم داری اسکرین شات میگیری ولی مهم نیست .. میگفت واس کی ؟از تو که زنمی میخوام مدرک جمع کنم .

اخرین سری که زنگ زد گفت از همه اونا اسکرین گرفته با گوشی دیگه گذاشته تو پرونده .. هرچند واسم اصلا اهمیت نداشت چون میدونستم شوهرم چجور آدمی ه

با خودم گفتم هرچی میخوان بگن ؛ بگن

منم خدایی دارم واگذار کردم به خودش .

فقط خودش میدونه تو زندگی باهاش چقدر تحقیر شدم ... من و همسرم همیشه باهم خوب بودیم هیچ بحثی نداشتیم جز همون زن .

ی روز گوشش پر میکرد زنت فلان ه مادرتو تحویل نمیگیره ی روز میگفت و ...


چهار سال دل و گوش رو سپرد دست دشمن زندگی مشترکمون . گاهی میگم مگه شوهرم خودش عقل نداشت نمیدید منو تو زندگی .رفتارمو با خانواده ش حتی من ی بچه ۶.۷ ساله تا ی نوجوان ۱۷.۱۸ بهشون احترام میزاشتم


مثلا وقتی میگفت زنت بی محلی میکنه یا آرایش داره یا هرچی ... بیخیال

چقدر مفت زندگیمو باخت دادیم .


تمام اعضای خانواده همسرم بلاک کردم چیزی که شوهرم همون موقع که نامزد بودیم ازم خواست میگفت بلاکشون کن 😂

هرچند بالاخره بعد ۴ سال؛

تنهایی و با هزار جور موش و گربه بازیه خودش و اون زن فهمیدم چرا میترسید ارتباط بگیرم با اونا!!

هیچوقت خانواده ش لو ندادن چی میدونن ازین دونفر.

گاهی تو تنهاییام میگم خدایا ینی اونایی که لال بودن و سکوت کردن هم مقصرن تو سرنوشت الانم؟!!💔




بگذریم 💔🖤🖤

به تاریخ بالای گوشی م نگاه کردم یک عددی خودنمایی میکرد عدد ۱۵ جالبه

من روز ۱۵ م بدنیا اومدم

روز ۱۵ م از دانشگاه فارغ التحصیل شدم

روز ۱۵ م عقد کردم و صیغه محرمیت بینمون جاری شد

روز ۱۵ م رای دادگاه طلاق صادر شد

خدایا قربونت برم خودت حواست بهم باشه میدونم حواست هست... دستمو بگیر بلندم کن

اونقدری قوی کن منو که تو تنهاییام آرامش داشته باشم.

یک شب بدون مرور گذشته خوابم ببره.🤲

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   بیبیگلیی  |  15 ساعت پیش
توسط   مورچه۲  |  15 ساعت پیش