2777
2789
عنوان

مادرشوهر

420 بازدید | 8 پست

من ۱۱هفته باردارم از وقتی وارد ماه سوم شدم خیلی خستم و اصلا بی خالو لهم ما تو ی ساختمونیم با مادر شوهرم دیشب شوهرم رف بالا ی سر بزن ب مامانش اسنا من نرفتم حال نداشتم اصلا بعد مامانش گفته ک چرا خانومت نیومد همسرم گفته اون خیلی بی حاله بعد برگشته گفت الان ک خبری نیس الان اینجوری کنه بعدا میخواد چی بشه(اینا در حالیه ک حای بهم سر نمیزنن و تا امروز هیچ کاری نکردن برامون حتی ی پرسیدن حال ساده)

اینم بگم من تو این شهر هیچ فامیلی ندارم

خیلی زن پروییع:///خیلی ب حرفا و کاراش فک میکنم و حرص میخورم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

الان تو این سایت هم در مورد بیحالی بگید پنجاه درصد بهتون حق میدن بقیه مثل مادرشوهرتون میگن. وقتی واقعا حس ندارید چه اهمیتی داره کی چی فکر میکنه آدما آزادن هر فکری دوس دارن بکنن شما خودتون رو اولویت بذارین

و خدایی دارم که در این نزدیکی است.

تو ی ساختمون هستیم اما دو هفته یکبار همراه همسرم یه شب نشینی ساده میرم

کلا طوری برخورد کردم انگار نه انگار تو ی ساختمون هستیم.

البته اوایل راه دخالت بود اما الان بسته شده با مدیریت همسرم.

خدایِ مهربونم شکرت ❤🙏

عزیزم حس بدی نگیر مامان منم اون ماه های اول بهم گفت از الان خودتو انداختی بعدا میخوای چیکار کنی ... منم توضیح دادم که حالم بده خودمو ننداختم و واقعا هم رفته رفته حالم بهتر شد توام همینی اروم باش و فکر کن فقط صلاحتوو خواسته

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز