ماه پیش داشتم با پارتنرم کات میکردم سر هیچی واقعا هیچی ، ظهز گفتم کات کنیم فردا صبحش دیدمش چشاش بادکرده بود معلوم بود یه عالمه کریه کرده به روش نیوردم بعد اشتی کردیم (گفت نرو فلان) واقعا هم ادم خوبیه خانواده داره و مهربونه
الان هربار میرم پیشش بغلش میکنم یاد اون لحظه میوقتم که چشاش ناراحت بود پر اشک بود بغضم میگیره گریه میکنم
چجوری فراموش کنم اونموقع رو اون اصلا به روم نمیاره ولی من نمیتونم خودم ببخشم