شوهرم چند وقته میره اسنپ
گاهی زنگ میزنم تو سکوت کامل میگه مسافر دارم
اصلا صدای ماشین و موتور نمیاد
وقتی زنگ میزنم یجوری حرف میزنه انگار غریبه ام
یبار گفتم دوستت دارم گفت باشه گفتم چی باشه بگو
بعد آخرش بزور گفت خدا لعنتت کنه منم دوست دارم
گفتم مسافرت دختره گفت آره
یبارم میگفت مسافرم دختر بود تو ماشین داشت لباس عوض میکرد برگشتم نگاش کردم ببینم چیکار میکنه هی صدا میاد تکون میخوره
حس میکنم اسنپ بدترین شغل دنیاست
چیکار کنم بیخیال اسنپ بشه بهش شک کردم اصلا
از طرز حرف زدنش معلومه جلوی اونا نمیخواد اونا بفهمن زن داره