رفتیم دیت نتونستیم زیاد باهم باشیم
بخاطر اینکه باید رود میرفتم
کلا یه ربع بیشتر نشد اونم تو ماشین بهاطر اینکه میخواستم زود به مسیر خونه برسم
منم عقب نشستم و زود پیاده ام کرد
اخرش گفت که مث اسنپت بودم
بعد بهش زنگ زدم گفتم عه میتونستیم بیشتر باهم باشیم و فلان
گفت خب چیکار کنم
منن گفتم خدافظ
یعنی خوشش نیومده ازم؟