من ۱۸ سالمه خیلی حالم بد بود سریع رفتیم دکتر ازمایش اینا دادم بعدش دختر عمم که با ما رابطه فامیلی خوبی ندارن رو دیدیم اونم دخترشو اورده بود بیمارستان بعد ما هر جا میرفتیم اینم انگار میومد همونجا بعد همش خنده میکرد ینی یک ساعت هر وقت رو برو شدیم به من خنده میکرد که مریض شدم منم دو تا امپول زدم خیلی دردد داشت دیدم این بازم داره به من خنده میکنه😐 منم دیگه عصبی شدم گفتم زنیکه ج... به ما خنده میکنه کلی فوش دادم 😐 بعدش دیگه مثل قبل رفتار نکرد