2777
2789
عنوان

شوهرم

274 بازدید | 7 پست

شوهر من ی کسب کاری داره دوستان بد همسر من شروع کرد ب این ک ی کار جدید را بندازیم

ما فکر کردیم خواهرش ک بیکاره بیاد ی مدت دوره ببینه بد اون کار جدیدو انجام بده حقوق بگیره

شوهرم اوردش نزدیک ی سال پیش خودش بش حقوق داد همه چیز اوکی

کامل خواهرش یاد گرفت ما رو اول قرار گذاشتیم حقوق خواهرش اگه کار جدید گرفت مبلغ بالای باشه اگرم نه ک معمولی امروز روز اول شروع کار جدید بود

خواهر ایشون روابط اجتماعی ضعیفی داره کارو بلده ولی روابط اجتماعی خیلی ضعیفه

شوهرم اومد گفت باید ی نفر دیگرم استخدام کنیم این تنهایی از پسش بر نمیاد بش گفتم باشه اگر اینجوریه باید حقوق خواهرتو یکم کمتر کنی تا برامون صرفه اقتصادی داشته باشع نمیشه ک مثلا ب طور مثال ما ماهی پنجا ملیون ب خواهرت بدیم ناها م بدیم

بد ی نفر دیگم بیاریم بش حقوق بدیم چون خواهر تو ضعف داره

صبول نکرد ن اینجوری نمیشه

هم ب خواهرم زیاد بذیم هم ی نفر دیگ رو هم بیاریم حالا ک درامد ما خوبه گفتم نمیشه ما چون ماهی فلان قد در میاریم

بی حساب کتاب کار کنیم که

بیرون بودیم اخرش برگش بم گفت حالا تو برو ب زندگیت برس

انقدر ناراحت شدم من سر کسب کارش کلی از پولمونو ک میتونستیم طلا بخریم که الان س برابر سود کنیم قبول کردم بزنه تو کار حالا ک کار شرو شده ب من اینو گف

حالا زنگ زده بیا بریم دفتر سر کار جدید گفتم من نمیام ب من دیگه هیچ ربطی نداره من ب زندگیم میرسم

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

مردا همشون همینن تا وقتی ندارن و ضعف مالی و کاری دارن مظلوم هستن و دورت و میگیرن بعد به جایگاهی مالی یا سمتی میرسن برا اولین کسی که قیافه میگیرن خانمشون هست

حالا اولش بزار یکم پا بگیره شخصیتش رو میبینی

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز