شوهرم نمیزارم به خودم برسم همه طلاهامم به زور ازم گرفت. خیلی کتک کاری و فحاشی کردهای اذیتم می کنه..خانوادش خیلی سلیطه آن...همه چی ام زد به اسم خواهرش...دوستم میگه از خدا بخواه بهت بده وجدا شو...جون تو بردار و برو...بچه هاتم خدا بزرگه..بسپار به خدا
بذار مهریه رو ببین شاید درست شد ادم شد چون بچه داری
به بچه م فکرمیکنم،به حس بارداری ، حس شیر دادن به یه تیکه از وجودخودت و عشقت ، حس نفس کشیدن های ریز ریزش تو بغلم خیلی اوقات تو درونم حمل میکنم . با خودم میگم خدایا میشه من بچه خودم رو ببینم! 🌷 دوستان گلم این امضای من بود سالها ...بعد معجزه خدا رو دیدم دلتون خواست سر بزنید به تاپیک خاطره زایمانم ...امیدوارم خدا به هر کس دلش میخواد به حکمت و مصلحت خودش ببخشه...🥰 برای شفا و سلامتی پسرم دعا کنید لطفا سپاس❤️https://www.ninisite.com/discussion/topic/7503866/%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D9%87-%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86?page=1
به بچه م فکرمیکنم،به حس بارداری ، حس شیر دادن به یه تیکه از وجودخودت و عشقت ، حس نفس کشیدن های ریز ریزش تو بغلم خیلی اوقات تو درونم حمل میکنم . با خودم میگم خدایا میشه من بچه خودم رو ببینم! 🌷 دوستان گلم این امضای من بود سالها ...بعد معجزه خدا رو دیدم دلتون خواست سر بزنید به تاپیک خاطره زایمانم ...امیدوارم خدا به هر کس دلش میخواد به حکمت و مصلحت خودش ببخشه...🥰 برای شفا و سلامتی پسرم دعا کنید لطفا سپاس❤️https://www.ninisite.com/discussion/topic/7503866/%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D9%87-%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86?page=1
بگو من ساختم من نخوردم نگشتم به اسم شما زده زندگیمون داره بهم میخوره
به بچه م فکرمیکنم،به حس بارداری ، حس شیر دادن به یه تیکه از وجودخودت و عشقت ، حس نفس کشیدن های ریز ریزش تو بغلم خیلی اوقات تو درونم حمل میکنم . با خودم میگم خدایا میشه من بچه خودم رو ببینم! 🌷 دوستان گلم این امضای من بود سالها ...بعد معجزه خدا رو دیدم دلتون خواست سر بزنید به تاپیک خاطره زایمانم ...امیدوارم خدا به هر کس دلش میخواد به حکمت و مصلحت خودش ببخشه...🥰 برای شفا و سلامتی پسرم دعا کنید لطفا سپاس❤️https://www.ninisite.com/discussion/topic/7503866/%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D9%87-%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86?page=1
اگه قبل تاریخ عقد همه چیزو به اسم یه نفر دیگه زده باشه قانون مهریه رو نمیده ولی اگه بعد از تاریخ عقدت به نام یکی دیگه کرده باشه مهریه تورو از حلقومش میکشه بیرون
چرا موقعی که بچه پس مینداختی فکر اینجاشو نکردی که حالا در حق اون طفل معصوم ها دوستات بگن بچه هات ول ...
اون موقع خبر از اعتیاد نداشتم که...بچه بودم ساده و زود باور فکر می کردم همه ی مردا این طوری آن....کسی نبود بهم بگه از حقت دفاع کن...برای همین همه طلا هامو دادم چون بچه بودم دلسوز بودم...فکر می کردم قدرمو می دونه...نمی دونستم هار میشه