بزار یه خاطره بت بگم
من سال اول رتبم شد ۴۵ هزار چون پایم خیلی ضعیف بود پسر عموم پزشکی تعهدی بوشهر قبول شد
مادر بزرگمون اسم ما دو تا رو هم گذاشته بود اینده با هم ازدواج کنیم 🫣🫤
بعد که زن عموم فهمید رتبه من این شده بم گفت ما عروس بی سواد و پشت کنکوری نمی خوایم مناسب اقای دکتر نیستی
من جدی تر از قبل خوندم جوری که همه میکفتن روانی شده و در نهایت رتبم شد۸۷ و زن عموم اومده بود خونمون بش گفت زن عمو تعهدی باشه کنسله 😂
احساس قدرت بم دست داد پسر عمومم خیلی وقته ندیدمش