من چندوقت رفتم توی یه ارایشگاه مشغول به کار شدم بعد صابکارم زرنگ بازی درمیاورد پول منو درست و حسابی نمیداد
این خانوم دوست دوستمه و اشناس
خلاصه من که از پیشش دراومدم خب دوستام و اینا هی میپرسیدن چرا دراومدی چرا نموندی منم واقعیتو بهشون گفتم
گفتم کلی کار کردم ولی حق و حقوقمو نداده حالا هفته پیش صابکارم پیام داده میگه ناراحتم ازت چرا رفتی پشتم بدمو گفتی من هرجا رفتم خوبتو گفتم
منم بهش گفتم من بدی نداشتم که بخوای بگی درضمن من چیز بدی پشتت نگفتم واقعیت و گفتم دیگه اونا پیش خودشون چی فکر کردن و چی گفتن به من ربطی نداره
خیلی پرروعه به جای اینکه من ناراحت باشم اون ناراحته