نمیدونم کسی بوده منو بشناسه اول که این صفحه رو زدم زندگیم داشت از هم میپاشید میخواستیم جدا شیم با کلی سختی دوباره همه چی رو درست کردیم به گفته مشاور گفت تا یک سال بچه دار نشید تا کاملا حال رابطتون خوب بشه اختلاف های خانوادگی هم شدید بود با هم خوب شدیم یه دفعه باردار شدم ولی آمادگی شو نداشتم میترسیدم زندگیم خراب شه دلم بچه نمیخواست همین که دیدم همه چی خوب شده با هم خیلی خوبیم دیگه کم کم وابسته شدم به بچه و سیسمونی رو خریدم تو آخر پنج ماهگی بدون هیچ علامتی بچمو از دست دادم اومده بود پایین دکتر گفت نمیشه نگه داشت خودش سقط شد
خدایا ممنونم نمیذاری حالم خوب بشه من تازه بهش عادت کرده بودم میخواستمش گفتم حالا که بهم دادی دیگه ازم نگیرش 🙂🙂💔
اینجا همه فکر میکنن هرچه خودشون میگن درسته و اشتباهی به تفکراتشون وارد نیست هرکی هم مخالفه انسان نیست ، با عرض تاسف باید بگم اگر جزو همین دسته اید شماهم یک دیکتاتور درون دارید . هیچکس به اندازه ی کسی که معتقد است حقیقت مطلق در دستان اوست، خطرناک نیست؛ چنین کسی حاضر است برای آن حقیقت، خون بریزد.[عصیان فرشتگان؛آناتول فرانس]
وای سقط خیلی بده منم یه بار این اتفاق افتاده چند ماهی افسردگی گرفتم کارم شده بود گریه که چرا چه گناهی داشتم بعد کم کم ورزش کردم بعد ۶ماه اقدام کردم الان یه پسر شیطون دارم گاهی فکر میکنم به اون اتفاق حکمت خدا بی دلیل نیست