2777
2789
عنوان

خاطرات مدرسه‍

73 بازدید | 8 پست

یادمه اول ابتدایی بودم کی معلم گوش تلخ گیرمون اومد که اونقدر میزد سرمون وبهمنون استرس وارد میکرد که نگو تنها یک نفر رو نمیزد که اون هم خرخون کلاسمون بود حتی بعضیا میموندن اعتراض این. معلم قدیمی سختگیر🤬💔🚫🤲🏻😤







یادمه تو اول دبستان نمیتونستم ع رو بنویسم پدرمادرم کمکم میکردن ومعلم بدعنق نگاهم میداشت زنگ تفریح ومن گریه میکردم و بقیه جمع میشدند😖🙃🥺



یادمه یکبار رفتم دفتر معلممون گفت ازتو قشنگ تر تومدرس نیست من گفتم چرا فلانی ومعلمان از خنده جرخوردن🤣😝😝🤣



یادمه تو مهدکودک نمیتونستم با کس یحرف زنم و وقتی بقیه رو میدیدم زار زار گریه میکردم.😖💔💔



یادم پیش دبستانی که بود و قرار بود عکس فارغ التهصیل بگیرن من راضی نبودم وگریزون بودم اما رفتم می نقاشی نشون دادم و مربی مچمو گرفت وگفتبیاعکس بگیر🤣🥺😬


یادمه تو کلاس نهم مدیر گفت اثر انگشت بزن من با اشاره زدم🤣🤣🚫


یادمه یکبار یکی از بچه ها ازم لب خواست ومن کل راه و باترس و سرعت میومدم😬🔞😣😤👄🤭


نظرتون چیه راجع به این خاطرات؟?

معلم ماهم با اینکه شغل پدر و مادرمو بلد بود هی ازم میپرسید منم نمیدونستم بگم خانه داره هر دفعه یه شغلی میگفتم یه بار میگفتم مامانم قالی میبافه دو هفته بعدش میگفتم مسئول هتل هست اونم میدونست دروغ میگم دفعه بد هی باز میپرسید

گفته بودی که چرا خوب به پایان نرسید؟! راستش زور منه خسته به طوفان نرسید... ⭐

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792