یادمه اول ابتدایی بودم کی معلم گوش تلخ گیرمون اومد که اونقدر میزد سرمون وبهمنون استرس وارد میکرد که نگو تنها یک نفر رو نمیزد که اون هم خرخون کلاسمون بود حتی بعضیا میموندن اعتراض این. معلم قدیمی سختگیر🤬💔🚫🤲🏻😤
یادمه تو اول دبستان نمیتونستم ع رو بنویسم پدرمادرم کمکم میکردن ومعلم بدعنق نگاهم میداشت زنگ تفریح ومن گریه میکردم و بقیه جمع میشدند😖🙃🥺
یادمه یکبار رفتم دفتر معلممون گفت ازتو قشنگ تر تومدرس نیست من گفتم چرا فلانی ومعلمان از خنده جرخوردن🤣😝😝🤣
یادمه تو مهدکودک نمیتونستم با کس یحرف زنم و وقتی بقیه رو میدیدم زار زار گریه میکردم.😖💔💔
یادم پیش دبستانی که بود و قرار بود عکس فارغ التهصیل بگیرن من راضی نبودم وگریزون بودم اما رفتم می نقاشی نشون دادم و مربی مچمو گرفت وگفتبیاعکس بگیر🤣🥺😬
یادمه تو کلاس نهم مدیر گفت اثر انگشت بزن من با اشاره زدم🤣🤣🚫
یادمه یکبار یکی از بچه ها ازم لب خواست ومن کل راه و باترس و سرعت میومدم😬🔞😣😤👄🤭
نظرتون چیه راجع به این خاطرات؟?