2777
2789
عنوان

خیلی میترسم

| مشاهده متن کامل بحث + 338 بازدید | 19 پست
نه عقدیم منظورم پیگیر نیست پیام نمیده

ببین الان من با شوهرم خیلیی مشکلا دارم تازه این عاشششق مجنون بود برام چند سال التماس کرد تا منو بش دادن خودش میگفت میترسم اولین شبی ک پیشتم از خوشحالی سکته کنم بمیرم بخدا راست میگمااا خیلییی شدتش بالا بود اصن عشششق بودااا

الان تازه من اینقدر مشکل دارم بماند ک از اول همین مکشلا بودن فقط فهمیدم حرومزادست و دروغگو و خود خواه الان حتی رابطه جنسی درستم نداریم من فقط فکر خودمم یه سرمایه داشته باشم اون با من خوشبخته اما من ن از اولم نمیخواستمش چون در سطح خودم نمیدیدم شخصیتشو اما هرچقدر رفتم کات کردم هم خودش ازین ور التماس هم خونوادع بی شرفم ازون ور اجبار

ببین الان من با شوهرم خیلیی مشکلا دارم تازه این عاشششق مجنون بود برام چند سال التماس کرد تا منو بش د ...

بخدا منم همینم اصلا همسطح خودم نمیبنمش از اینور میگم پسر خوبیه که چته نمیدونم بخدا شوهرم خوبب زیاد داره ها ولی چن تا خصلتش ب شدت داره عذابم میده اینکه همیشه من مقصر همه چی میشم اینکه بلد نیست نازکشی کنه منم دختریم ک همیشه نازم کشیده شده شوهر منم خیر سرررررررر خودش و هفت جدش عاشقم بود چندین سال همونجا هم فهمیدیم ادم پیگیری نیست منم عاشق پیگیری. از اینور مامانم میگه من از اول ازش خوشم نیومد ولی خودم دست دلم نمیره نمیدونم چطوریم تا میام کات کنم ب خوذم میگم ببین ت الان داغیا داری از دستش میدی فلان میگم نکنه دلیلم قانع کننده نباشه میدونمم شوهرم ادمی نیست طلاقم بده خانوادش سنتی ان میترسن ولی الان دو هفتس ی خبر از من نمیگیره میگ ت مقصری منم اونقد سر همه چی مقصر شناخته شدم که اصن حتی مقصرم باشم بخدا دست دلم نمیره برم پیامش بدم یا سرده وقتی میبینم اون از من بی خبره یادشم نمیاد. از نظر مالی اذیت شدم باهاش خیلی تازه یکم ادم شده.. از نظر پیگیری خیلی اذیت شدم... اصن نمیدونم چمه .. روابط اجتماعیش هم اصلا قبول ندارم اصلا ینی با هیشکی رفتامد ندارن فقط با مامانش رفتامد دارن ! این ازارم میده اصن بی هیجان یادشم نمیاد دوس داشتم تند تند بیاد دنبالم براش مهم باشه خونشون باشم بعدشم بابا ی مهمونی جایی مهمونی جای ما رو هم اوایل ب زور و بلا میومد برج زهرمار ی گوشه میشست مثلا میگف من رو نمیدم ب کسی... اصن نمیدونم چمه ی دم میگم سخت میگیرم ی دم میبینم دلم خوش نیست. باز میگم فک کردی طلاق بگیری چی میشه بهتر میشه اگ بدتر شه چی نمیدونم از اینور اینم یادم رفت بگمت بیخیالع یک ساله اصن ندیدم ب فکر عروسی یا خونه زندگی درست کردن باشه

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

ببین الان من با شوهرم خیلیی مشکلا دارم تازه این عاشششق مجنون بود برام چند سال التماس کرد تا منو بش د ...

من احساس میکنم اصن هم سطح خودم نبود ازدهیچ جهتی خصوصا افکار درب داغون کهنه اش باز میگم کی اومد سمتت ک ادم بود.. اگ بدتر شه چی اگ پشیمون شی چث از این میترسم میگم نکنه من سخت گرفتم اصن نمیدونم خودم چیکار کنم بخدا الان هم میگم ب بابام بگم زنگ بزنه خونشون بیان اینجا دورهم صحبت کنیم

بخدا منم همینم اصلا همسطح خودم نمیبنمش از اینور میگم پسر خوبیه که چته نمیدونم بخدا شوهرم خوبب زیاد د ...

ببین اینا ک گفتی رذجب علاقه و اینا برا من برعکس بود دیدی میگن عاشق دو اتیشه این هزار اتیشه بود برام همش پیگیییررر ولی از اول ب دلم نبود منو خودشو و خانوادم زور کردن وگرنه هزار بار گفتم نمیخوامش ک فهمیدم خودشو ننه حرومیش ب فامیلاشون گفتن ک دختره میخواستتش ب دروغ گرچه علاقه خودش عیان بود برا همه بماند ک ای ن شد بجی بت بگم

این تو زندگی پیرت میکنه اگه مرد هر شکلی بجز خیانت داشته باشه وای توجه ب زنش داشته باه میشه ساخت باهاش برا ما زنا اون توجه مرد عین شارژ باطری میمونه انگیطه میگیریم اما مردی ک توجه نداره حتی مالی هم.خوب باشه تهش خوب نیست زن داغون میشه من ننه خودم خیلی بی شرفه هااا هیمشه هم تو سایت گفتم اما بابام نمیخواستش از اول گرچه بابام کاملاااا حق داشت ینی اگه غیر این بود حتی تصگرشم نمیتونم بکنم چون واقعا ادم حال بهم زنیه ننه بی شرف خودم ولی دیدم چقدر عقده ای بود عقده ای تر شد گرچه ذاتا همین بود حتی میبینه شوهرم دوسم داره چقدر میسوزه پشتم تهمت و دروغ در میاره ک شوهرش اینو میزنه من زندگشیو ورست کردم

تو هم اینو باید از اول میدیدی الان عقدی باید عواطف بیشتر باشه تو زندگی کمتر میشه بشین باش حرف بطن بگو اگه اومدی جلو ینی دوسم داشتی پس دیگه این بی توجهی برا چیته؟همینکه طلاقتم نمیده خوبه بترسونش بگو من حقیقتا تحمل ندارم بیشتر ازین این رفتارات منو ازت دلسرد میکنه اگه منو زندگیتو میخوای تغییر کن اصلاح شو اگر ن طلاقم بده

اینجا حساب کار دستش میاد حد اقل میختو محکم بکوب

ببین اینا ک گفتی رذجب علاقه و اینا برا من برعکس بود دیدی میگن عاشق دو اتیشه این هزار اتیشه بود برام ...

هی میخوام بگمشون با خانوادش بیان صحبت کنن هی نمیرسم

بنظرت بابام بگم زنگ بزنه خونشون ک خانوادش بیان بشینن همه باهم صحبت کنیم؟چون الان دو هفتس خبری نداریم از هم اون با من سرد شد منم بدتر سرد شدم دو هفتس ی پیام نداد من ی بار پیام دادم شام میای ک گفت نمیرسم بیام منم نوشتم باشه بعد ازون دیگ نه اون پیام داد نه من دو هفتس.. همیشه قهرامون این شکلیه میره کنارررر میگ من اهل نازکشی نیستم تا من برم جلو منم نمیرم این میشه یمی دو هفته ای بی خبریم... حالا این سری گفتم بخاتواده ام بگم زنگ بزنن خانوادش بیاپ صحبت کنیم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108