متولد ۸۱
بعد چند سال دانشگاه قبول شدم و سال دوممه
تورابطم و قصدش جدیه
ولی از یه رف خانوادم مخالفن
منم گفتم درسم تموم شه توام وضعیتتو اوکی کن بیا جلو
با خونوادمم تلفنی حرف زد و اونام شرطاشون گذاشتن و گفت دانشگاهت تموم بشه باید تلاشمونو کنیم خانوادتو راضی کنیم.
پسر بدی نیس خودمم خیلی دوستش دارم
ولی الان انقد تحت فشارم میگن کات کن و فقط درستو بخون و نزار عقب بیفتی ... نمبدونن توبدترین شرایطا من درسم حسابش جدا بود و هبچوقت قاطی مسائل دیگش نکردم
از یه طرفم چون دانشجو ام خیلی خرجم زیاده و خونوادم یوقتایی توخرجی دادن بهم کم میزارن و منت میزارن
دلممیخواد لج کنم ازدواج کنم😭😭 حتی با وجود مخالفتاشون