سلام بچه ها من شوهرم خیلی دوستم داره و خیلی سختی کشید تا باهم ازدواج کنیم ولی خمش حس میکنم ک داره بهم خیانت میکنه یا هی دنبال بهونه هستم ک بگم دیدی دستتو خواندم از اونبرم ی خاطره دارم از بابام ک یه بار موقعی که مادرم زنده بود داشت تلفنی از خونه با یه خانمه حرف میزد و ما فهمیدیم فوق العاده تاثیر بدی روم گذاشته هر موقعه شوهرم داره با گوشی حرف میزنی همین حسو دارم...
منم همین حسو نسبت ب پدرم دارم وقتی با تلفن با ی خانوم حرف میزنه همش ب خانومه میگه جانم بفرمائید، قربان شما و.... ولی از اونجایی ک مهریه مادرم اونقدر سنگینه ک بابام باید همه ی زندگیشو بده، جرعت نداره بره دنبال اینکارا
when the world is against you the best place to hide is the madman
واسه چی خب...هر چی زیاد بهش فکر کنی بیشتر جذبت میشه و اینکه مردها اگه پا پیچشون بشی بیشتر دنبال خیانت میرن...همیشه با اعتماد زندگی کن تا زندگی واسه خودت شیرینتر باشه خدای نکرده اگه همچین کاری بخواد کنه همون موقع نگرانش باش نه اینکه الان با کارات زندگی رو واسه هر دو تلخ کنی
وای منم مشکل شمارو دارم بابام دوبار خیانت کرده تا حالا کلا دیگه بعد اون شک دارم ب شوهرم هم اونو دیوونه کردم هم خودمو مشاورم نمیتونم برم بخاطر همین دارم سعی میکنم باخودم کنار بیامو تموم کنم این شکارو ولی خیلی سخته😞😞😞😞😞😞😞💔💔💔💔