بچه ها من نمیخوام ادعای روشن فکری کنم..
یا بگم خودم خلی باحالم و افکارم لاکچریه.. یا اینکه بگم خوب و مومنم...
ولی خیلی خیلی اذیت میشم تو این جامعه...
از دیدن طرز فکرای احمقانه مخم تا چند روز سوت میکشه...
اکثر ا... خانومها حتی تو نسل جدید و تحصیل کرده ی ما افکار پوسیده و عصر حجری دارن ک واقعا تحملش برام سخته...
و خودمو به سه تا دوست فقط محدود کردم.. ک از جنس خودمن...
حالم بد میشه یه جوون هم سن خودم ک فوق لیسانس داره بیاد بگه چشمم زدن...
یا بگه تو عقدم زن مطلقه و شوهر مرده نباشه کسی دستش بسته نباشه...
از این که زنها ارزش خودشون رو ب قیافه شون بدونن.. ب لباسی ک میپوشن..
تو همین سایت چقدر این جمله رو خوندم ک من با اینکه از فلانی بالاترم خوشگل ترم و پول دار ترم و....
واقعا یعنی من اگه از فردا یه ماشینی سوار شدم ک دو میلیارد پولش باشهیعنی ادم با ارزش تری شدم؟؟؟؟
اگه تو عروسیا طلای بیشتری ب خودم اویزون کنم و ب لطف بهترین ارایشگاه شهر خوشگل ترین فرد جمع بشم.. این افتخار مته؟ اینک راجع ب زن های دیگه بگیم شوهرش بهتره یا خدشگل نیست اصلا و....
همین چند دقه پیش تو ی تاپیک نوشتم از جمع هایی فامیلی زنونه نفرت دارم....
چرا باید از هم جنس های خودم فراری باشم؟؟؟؟؟؟؟
چون برام سخته تحملش ک جمع بشن دور هم و فقط از شوهرشون حرف بزنن یا پز بدن ک مالمن بهتره و فلان کارارو میکنه یام بگن خوب نیست و اذیت میکنه ....
یا تمام حر ف ها ب اینکه لباس فلانی چ بد بود چ خوب بود و سیاسن داره یا نداره..
جهاز فلانی چقدر بود و مال اون یکی چ کم بود و....
حرفت درسته... ارزش یک زن ب اینا نیست...
اصلا....
اما لازمه...
همون قدر ک یه مرد برای بودن با زن و بچه ش باید کار کنه.. باید محبت کنه.. و ب خودش برسه.. زن هم باید با اراستگیش روحیه بخش خانواده باشه و در کنار همسرش برای زندگی بهتر تلاش کنه...
اما متنفرم از اینکه یه زن فک کنه فقط و فقط ساخته شده برای این کار...
من جدیدا خیلی اذیت میشم تو جمع های زنونه...مخصوصا وقتی میبینم کسی ک روش جور دیگه ای حساب میکردم چقدرررر سطح پایین فکر میکنه..
و یا میبینم تمام دغدغه شون اینه بگن ببین فلانی ما از تو بالاتریم...
ما لباسمون گرون تره... ما فلان چیزو داریم...
اینا رو از کمبود نمیکنم... چون اگه بخواد چیز هایی از خودمو و خانوادم رو میکنم ک ندیدن ... از نظر مادی..
اما سکوت میکنم.. و میگم بزار فک کنه بیشتر داره بزار برنده باشه..
بزار فکر کنن من لیاقت نداشتم و برام زیاد بوده خیلی چیزا....
وقتی ک این ادمها نمیتونن برای من هم صحبت باشن حتی چرا باید در برابرشون بخوام خودی نشون بدم...
یا در برابر همسرم... اگه فهمید ک من اگه مثل زنای دیگه پشت خانواده ش بد نمیگم ک خودمو بالا ببرم... از خودم الکی تعریف نمیکنم... همه ی هم و غمم سایه و رژ و... نیست.... تو مهمونی ده جور غذا نمیپزم و خودمو هلاک نمیکنم دو روز.. ک یه عده بگن به به زن فلانی چیا پخته بود... همه ی حواسم این نیست ک ب کی نگاه کرد با کی حرف زد...
اگه وقتی نمیتونه مسافرتی ک دوست دارم بریم و... درکش میکنم و جوری رفتار نمیکنم ک بهش بفهمونم ک قبلا کجاها میرفتم و و الان دارم کوتاه میام ... و خیلی خیلی چیزای دیگه... اگه همه ی این چیزا رو نتونه درک کنه.... بازم برام مهم نیست. .