شوهرم مادر نداره ولی پدر شوهرم هست کارای خونه و فلانو انجام میده
منم تو دوره نامزدیم، وقتی تازه عقد کرده بودیم چون سنم کم بود غذا اینا بلد نیودم الان یاد گرفتم و دسپختم خیلی خوبه
الان هروقت اونجام من غذا میپزم ،نامزدم به جز غذای من غذایی نمیخوره، منم واقعا دلم براش میسوزه از بچگی مادر نداشته الان حقشه
ولی خواهر شوهرم خیلی حرص میده
خواهر شوهرم یه جوری رفتار میکنه که انگار کم عقله، تو فامیلاشونم همه اینطوری میدونن ولی مار هفت خطه
ولی مار هفت سفته۳۱ سالشه از من۱۱سال بزرگتره
من هفته ای دوبار میرم خونه پدر شوهرم به اصرار نامزدم اونم
ولی اون بعضی وقتا میاد فقط، وقتی اونجاس میشینه و من کار میکنم، بهش هم میگی بحثو عوض میکنه مجبور میشم کار کنم
ولی الان جوری شده انگار اونجا خونه منه همه مهمون من یه چایی هم دم نمیکنن ،همه چی با منه حتی نظافت
نمیدونم چیکار کنم...
و چند باریم خوانواده شوهرم مخصوصا خواهر شوهرم پشت سرم حرف زدم و به گوشم رسیده و یه بارم خودم شنیدم
اینم بگم خونه پدرشوهرم اجاره ایه و هم مواد غذایی هم اجاره و پول رهن هم همه چی مصف نصفه با پدر شوهرم
یعنی به جورایی نصف اون خونه مال نامزدمه همه وسایلاشم نامزدم خریده از مبل بگیر تا تلوزیون