دوستم مادرش فوت شده من دوست صمیمیشم از ته قلبم ناراحتم امروز رفتم پیشش فردا هم دارم میرم محلشون مراسم سوم ولی نمیدونم چطوری دلداریش بدم حرف زدن بلد نیستم میشه بگین چیا بگم قوت قلب بشه براش
عزیزم نمیخواد دلداری بدی فقط همدردی کن و اجازه بده عزاداری کنه
اینجا همه فکر میکنن هرچه خودشون میگن درسته و اشتباهی به تفکراتشون وارد نیست هرکی هم مخالفه انسان نیست ، با عرض تاسف باید بگم اگر جزو همین دسته اید شماهم یک دیکتاتور درون دارید . هیچکس به اندازه ی کسی که معتقد است حقیقت مطلق در دستان اوست، خطرناک نیست؛ چنین کسی حاضر است برای آن حقیقت، خون بریزد.[عصیان فرشتگان؛آناتول فرانس]
فقط اجازه بده گریه کنه...بغلش کن بزار سرش رو بزاره رو شونه هات..بگو غمت خیلی سنگینه شاید نتونم درکت کنم اما بدون کنارتم و هر چی هم بشه میتونی روی من حساب کنی
طبیعیه. تو شوکه. گریه هم کم کم میاد. فقط درکنارش باش. این خیلی مهمه.
الان سرش شلوغه بعد که همه میرن خیلی تنها میشه من باید اون موقع پیشش باشم باید به یه بهونه ای بیارمش بیرون از خونه حال و هواش عوض شه خواهر هم نداره خیلی تنهاس
الان سرش شلوغه بعد که همه میرن خیلی تنها میشه من باید اون موقع پیشش باشم باید به یه بهونه ای بیارمش ...
آخی. کلا نزدیک دوماه همش پیشش باش. در مورد مادرت هم باهاش حرف نزن. زیاد هم نذار مادرت رو ببینه. من دوستم نهم بود دقیقا با همین شرایط مادرش فوت کرد. آشناهای هم همه اونور آبن. دیگه خودش مستقل شد.