چند روزه گیر داده میخوام برم مغازه شانسی بخرم
گفتمش نه ونمیخواد
توشون لوازم پلاستیک به درد نخور میذارن ومیفروشن به بچه ها
خلاصه مجاب نمیشد(من هزینه ش برام مهم نبود میخواستم یاد بگیره پول جای آت و آشغال نده فقط)
خلاصه بیدار شد از خواب
دخترم صبحانه بسکویت میخوره
وقتی بسکویت نباشه و مجبور باشه، پنیر میخوره
اماده مغازه رفتن شد
کارت هم دستش
اومد گفت مامان اجازه هست برم مغازه پنیر بخرم
گفتم بسکویت هست
گفت نه دلم پنیر میخواد..........!!!!!!!!!!!(بچه ای که با بی میلی پنیر میخورد!!!!!)
گفتم برو
داشت میرفت گفت مامان یه چیز بگم(میدونستم.میخواد بگه شانسی بخرم)
گفتم شانسی میخوای
گفت اره
گفتم بخر
خلاصه رفت وبرگشت
شانسیه آشغال بود
پنیرم بازکرد نخورد و بسکویت خورد
گفتم چرا پنیر نخوردی
گفت پنیر طعم آشغال میداد
گفتم چرا دروغ میگی
خب بگو میخواستم شانسی بگیرم
چرا اشتباهتو میخوای با دروغ لاپوشونی کنی
خلاصه ازمن اصرار
ازاون هم دروغ هربار
اول نخواستم بزنمش
بعد گفتم اگه نزنم بازم تکرار میکنه مخصوصا که همیشه هرکاری میکرد هیچ وقت نمیزدمش وفقط باهاش صحبت میکردم
زدمش گفتم دیگه به شعورم توهین نکن
کارت زشت بود
باید بابتش عذرخواهی کن تا ببخشمت
نه که دروغ بگو و عذر بدتر از گناه بیاری
خلاصه خیلی ناراحتم که بچه رو زدم
اما مطمئنم اگه نمیزدم بعدا بازم تکرار میکرد چون میدونست اگه بازم بکنه بازم کتکی در کار نیست
یا صحبت میکنم باهاش یا نهایتش 4تا داد وهوار بزنم
کاش این کارو نمیکرد
چقدر ناراحتم که بچه مو زدم
10 سالشه دخترم