2777
2789
خوب عمه جان زنگ زده که اين پسر صاحب کار ما دلش زن خواسه منم خو اينقدر خانوووم گفته از دختراي فاميلتو ...

تو به عمت میگی تولت ک...شر میگه؟؟؟یادتم رفته بود خواستگار اومده؟؟؟این که خواستگاری  اول دخترا قلبشون تو دهنشونه و استرس دارن... هیچ ولی از شاگرد ممتاز کلاس انتظار نمیره انقد فراموشکار باشه ها😂از نوع نگارشتم معلوم قراره یچیز باشه مثل رمانای آنلاین هما پوراصفهانی

☺️ادامه بده عزیزم...خدافظ


دوست عزیز وقتی من توی قسمت تبادل نظر ،نظر میدم تا وقتی مخالف قوانین سایت نباشه کسی حق اعتراض نداره!!!چون اسمش تبادله نظره! من نظرم و میگم، چه بد ،چه غلط یا خوب و درست!!!من نمیتونم نظرمو طبق استانداردای تو بیان کنم و اگر فکر میکنی کامنت من صحیح نیست به راحتی میتونی جواب ندی یا گزارش بزنی...لازم به جنگ و جدل نیست

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

تو به عمت میگی تولت ک...شر میگه؟؟؟یادتم رفته بود خواستگار اومده؟؟؟این که خواستگاری  اول دخ ...

عاشق رمانای هما پور اصفهانی ام

اکثرشونم خوندم😍😍

شیر و خیار �🥒🥒🥒🥒🥛🥛🥛🥛🥛    اینم امضای ی مامان خیلی نگران ک واسه اینکه بچم شیر و با ی خیار همزمان خورد ۴ تا تاپیک زدم و همه میگفتن قَضیه شیر و خیار چیه🙃اینو امضام کردم ک یادم نره چقد واسش زحمت کشیدم و اگ روزی نبودم دخترم با خوندن اینا بدونه ک چقد دوسش داشتم و همیشه نگرانش بودم...دختر نازم خیلی مامان دوست داره توام بزرگ شدی منو دوس داشته باش و اگ هزاربار گنجشک نشون دادم و گفتم این چیه بگو گنجشک گنجشک گنجشک همونجور  ک من حاضرم ۱۰۰۰بار تاپیک شیر و خیار بزنم ولی کاریت نشه.😢😢😢😢
تو به عمت میگی تولت ک...شر میگه؟؟؟یادتم رفته بود خواستگار اومده؟؟؟این که خواستگاری  اول دخ ...

عمم سنش کمه بخاطر همین باهاش راجتم 

بعد من این خواستگارو کلا نمیشناختم امیدی هم بهش نداشتم 

خیلی هم شر یودم تو مدرسه یعنی هیشکی باورش نمیشد من شاگرد اول مدرسه بودم چون سالی ۱۰ بار تعهد میدادم بخاطر کارام تو مدرسه 

حست کاملا درسته😂😂😂

😂😂😂

دوست عزیز وقتی من توی قسمت تبادل نظر ،نظر میدم تا وقتی مخالف قوانین سایت نباشه کسی حق اعتراض نداره!!!چون اسمش تبادله نظره! من نظرم و میگم، چه بد ،چه غلط یا خوب و درست!!!من نمیتونم نظرمو طبق استانداردای تو بیان کنم و اگر فکر میکنی کامنت من صحیح نیست به راحتی میتونی جواب ندی یا گزارش بزنی...لازم به جنگ و جدل نیست

دوستان لطفا منو لایک کنید...سپاس😍😘

صبورانه در انتظار زمان بمان، هر چیز در زمان خود رخ می دهد. حتی اگر باغبان، باغش را غرق آب کند، درختان خارج از فصل خود، میوه نمی دهند.
عاشق رمانای هما پور اصفهانی ام اکثرشونم خوندم😍😍

عزیزم😊❤️️

دوست عزیز وقتی من توی قسمت تبادل نظر ،نظر میدم تا وقتی مخالف قوانین سایت نباشه کسی حق اعتراض نداره!!!چون اسمش تبادله نظره! من نظرم و میگم، چه بد ،چه غلط یا خوب و درست!!!من نمیتونم نظرمو طبق استانداردای تو بیان کنم و اگر فکر میکنی کامنت من صحیح نیست به راحتی میتونی جواب ندی یا گزارش بزنی...لازم به جنگ و جدل نیست

بعد ازمايش رفتيم ارايشگاه و شبشم که جشن عقد بود شانس ما همه فاميل حسوديشون شده بود عقد مارو زهر کردن فاميل شوهر من بد نيستن ولي خوب خالا بيشتر باهاشون اشنا ميشين کم کم ولي خوب با اين حال جاريه ديگه جاري مامانمو ميگم عقدو بهم ريخت و به ماهم زهر شدو فاکيل شوهر بعد شام رفتنو عقد تموم شددد 

اينو بگم که شوهر من برا شهر ديگه اي بود و حدود سه ساعت تا شهر ما فاصله داره خيل خوووب دو روز از عقد گذشت که جناب همسر عزم سفر کردن که اره ديگه کار دارم بايد برم منم که هنوز وابستش نشده بودم مانع نشدم گذاشتم بره رفت اخر هفتش اومد اينجوري شرو شد هفته اي يبار ميومد و جمعه هم برميگشت طول هفته هم تلفني ولي من نشدم همون دختر درسخون قبلي افت شديد درسي و تحصيلي واببستش شدم هر هفته بايد ميديمش و اخر هفته هم ذعوا و گريه که چرا ميخواد بره ولي خوووب اون بي احساس تراز ايناس که براش مهم باشه الکي ميگفت برا من سخته ولي راحت ميرفت خونشون يبارم بخاطر اينکه فقط حوصلش سر رفته بودو ميخواست بره خونشون يه دعواي حسابي باهامون راه انداختو گذاشت رفت کلا از اول علاقه اي بهم نداشت کس ديگه اي رو دوست داشت ولي خوب باباي طرف نميزاره نميدونم دقيق من تو عقد دقيق يه ماه بعدش فهميدم وقتي پيام داد که خيلي نامردي من دوست داشتم بعد دوماه بعد عقدمون که گوشيش دستم بود ديدم با کس ديگه حرف زده وقتي به ميگفته نفسم کس ديگه اي هم نفسش بوده به کس ديگه اي هم ميگفته نفسم ديدمو حرف نزدم بخاطر خونوادم ديدن غصه هاشون اذيتم ميکرد بخاطر بابام هيچي نگفتم لال شدم و تموم شد بعد عيد که شد کرد دو هفته يبار ميومد هر چي گريه ميکردم ولي اون اين چيزا براش مهم نبود انگار نه انگار که منم هستم تو زندگيش  منم همه درسامو خراب کردم مني که ميخواستم برم رياضي مني که مخ رياضي بودم رياضي افتادم خيلي برام گرون تموم شد خيلييييي از مدرسه نمونه اومدم بيرون رفتم حسابداري ولي يه ماه تمام گريه کردم دوسش نداشتم رشتمو من برا خودم ارزو ها داشتم تابستون منو برد خونشون اخر تابستون بردم گذاشتم خونمون  که برم مدرسه گفتم دلم برات تنگ ميشه بيا دو سه روز بمون تا به مدرسم عادت کنم گفت کار دارم بيکار کهنيستم گذاشتمو برگشت من بهش بي اعتماد شدم وقتي اس ام اساي عشق قبليشو ديدم بي اعتماد شدم به اصطلاح گذاشتش کنار ولي تو دلش نههه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز