توروخداکمکم کنید یکساله جداشدم سرلجبازی بچگانه هم من شوهرمو دوست دارم هم اون یه بچه یکسال داریم دلم براش یه ذره شده خیلی کم سن بودیم دوتامونم عصبی دعواهامون لحبازی بود هیچکدومم باورنمیکردیم که اشتباه از خودمونه بابچه داشتن بدترشد اوضاع بجه رو کرده بود وسیله اذیتم کفرمیکرد لباسامو پاره میکرد دوهفته دوهفته قهرکیموند تامن برم اشتی به خانواده ش میخواست بفهمونه زندگیش بامن بده خانواده شم توزندگیمون دختلت میکردن ولی این دعوای اخری برای ترسوندنش رفتم مهریه موگذاشتم البته ۳ماه ول کرده بود رفته بود خونه پدرش جواب زنگ پیامم نمیداد اینم لج کرد وکیل گرفت و تا تهش رفت بچه مو گرفتم مهریه مو بخشیدم حضانت ماداموالعمرش حالا به هم پیام میدیم حزفی ازبازگشت نمیزنه ولی میدونم دوسم داره به خدا پدرشوهرمادرشوهرم لج بازی باعث جداییمون شد