2777
2789
عنوان

از بابام خیلی متنفرم❌️

178 بازدید | 8 پست

همیشه منو با بقیه مقایسه کرد از بچگی نمیزاشت بیرون برم با استرس و افسردگی بزرگ شدم من آدم شاد و پر انرژی بودم ولی اون میخاست مثل اون بشم که شدم یک آدم ترسو و غیراجتماعی و افسرده

میره پیش فامیلامون پشت سرم حرف میزنه همشون ازم متنفر شدن منو جلو همه کوچیک میکنه حتی بچه های کوچک هم از من متنفر شدن

خیلی منو با بقیه مقایسه میکنه و احساس ناکافی بودن بهم دست میده خسته شدم بقرآن...

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

پدر منم همین بود شانس آوردم شوهرم خوبه ولی چه فایده دنیایی مشکلات روحی و روانی با خودم آوردم خونهشوه ...

ولی چه فایده زخم هایی بجا گذاشت که فکر نکنم اصلا خوب بشم امیدمو نسبت به دنیا از دست دادم زندگیم پوچه

ببین اگه می تونی با یه مشاور خوب صحبت کنی خودت و اگه بشه خودت و پدرت که خیلی عالیه

چون اکثرا والدی که این طوری رفتار می کنه قصد بدی نداره و به خیال خودش خیر فرزندشم میخواد اما به خاطر تروماها و طرحواره هاش ناخواسته آسیب می زنه به فرزندش

اگه هم نمی تونید تغییری در رفتار پدر ایجاد کنید بدونید که دیگه بزرگ شدید حالا که نقایص شخصیتتتون رو شناختید صرف نظر از این که علتش رفتار پدرتون بوده می تونید روی خودتون کار کنید و اون اضطراب یا اجتماعی نبودن راه حل داره و خوب می شه قرار نیست همیشه این طوری بمونید. ان شاالله خدا کمکتون کنه و اوضاع از هر لحاظ بهتر بشه براتون

عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد   ای خواجه درد نیست وگرنه طبیب هست
پدرت بیماری اعصاب و روان داره امیدوارم بتونی خودتو مراقبت کنی و از خونتون بری تا بتونی رشد کنی

روحیه مو نسبت به همه چی از دست دادم مثل مرده متحرک شدم کاملا بیحس نسبت به همه چیز


ببین اگه می تونی با یه مشاور خوب صحبت کنی خودت و اگه بشه خودت و پدرت که خیلی عالیه چون اکثرا والدی ک ...

من اصلا خودش برام مهم نیست

بدبخت منم که از بچگی نه محبتی دیدم نه مثل بقیه آدما نرمال زندگی میکردم از بچگی روزامو با هزارتا امید و ترس میگذروندم دعا میکردم که بخوابم صبح بیدار نشم

روحیه م نابود شد اون حس ترس و بی ارزشی تا ابد باهامه

من اصلا خودش برام مهم نیستبدبخت منم که از بچگی نه محبتی دیدم نه مثل بقیه آدما نرمال زندگی میکردم از ...

درکت می کنم خیلی خیلی بده ولی بدون خیلیا بودن که تو همین شرایط بزرگ شدن ولی تونستن بلند شن و زخمای روحشونو التیام ببخشن و ندارن تروماهای کودکی تا آخر عمر باهاشون بمونه. شما هم قطعا می تونید شاید زمان ببره ولی شدنیه

عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد   ای خواجه درد نیست وگرنه طبیب هست
روحیه مو نسبت به همه چی از دست دادم مثل مرده متحرک شدم کاملا بیحس نسبت به همه چیز

علتش اینه ذهنت برای حفاظتت تورو کرخت کرده تا غم رو عواطف رو کمتر حس کنی

منم خودم قربانی خشونت خانگیم و دقیقا میفهممت حتی بعد از دفع زیان همچین شکنجه گرایی، اثرش و درد زخمش برای همیشه میمونه تو روانت

ولی خب، خوشبینم روزای بهتری برات بیاد.

وعده ی دروغ "پیگرد الهی" دارد... 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز