دوستان دخترم کلاس سوم بود که پسرم بدنیا اومد الان یکسالشه
یکساله ک من همش میگم اخه بچه دوم براچی اوردم،خیلی خسته شدم،تازه اون از اب و گل دراومده بود راحت شده بودم،دوباره همه چی از اول تکرار میشه.....
تازه اوضاع هم ک خرابه دیگه بیشتر داغونم،وای انقدررررر پشیمونم ک حد وحساب نداره
از بس هم بهم میگفتن یکی دیگه بیار دخترت دراینده تنهاست و هم خون نداره حس عذاب وجدان بهم دادن
کاش اینکارک نمیکردم،کاش یکی دیگه نمیاوردم.....
خسته شدم،کاش راه برگشتی بود