هنودوهفته پیش اونجابودیم بازامروز زندایی شوهرم زنگ زده چی نمیای نکنه ناراحتی میگم هنودوهفته پیش اومدم که بیام چیکارشمابیایدهرهفته من روم نمیشه بااین قیمت میوه و..برم مهمونی میگن دلمون میگیره بیایکم حال وهوامون عوض بشه شمابودیدمیرفتیداینم بگم ادمای خوبی ان کنارشون خوش میگذره خودم دوست ندارم کسیوبه زحمت بندازم ازطرفی هم نرم حس میکنم فک میکنن خودمومیگیرم گرفتاری شدیم😄 کلااقوام شوهرم خیلی رفت وامدی ان دلشون میخوادهمیشه بری خونه هاشون اوناهم نمیان میگن توبیاماراحت تریم چه کنم یکم اوضاع مالیشون بعضیاشون البته پایین خودم معذب میشم میرم میبینم توزحمت افتادن🤒خودمم دلم خیلی میخواد😄ولی میگم گناه دارن