بچه ها از دست شوهر ومادرشوهرم اسیر شدم
کلا به حرف مادرش داریم زندگی میکنیم از چقد کادو داذن به بچه فامیل تا هرچی که فکرشو بکنید این زن تو زندگی ما دخالت میکنه و همه جا باهمون میاد ختی برا خرید ملزومات خونه!! بهونه میکنه منم خرید دارم حتی اگه همین الان خرید کرده باشه انگار هووش هستم نه عروس
الان چند روز اومدم شهر دیگه خونه بابام
شوهرم بحث میکنه چرا به مامانم زنگ نمیزنی!!؟ چرا به من زنگ نمیزنی؟؟ (باشوهرم از پیامرسان چت میکنیم) حتما تو گوشش خونده وگرنه ازکجا بدونه من به ننه اش روزانه زنگ میزنم یانه؟!! (انصافا اوایل زنگ میزدم ولی حالا هرزگاهی خوش زنگ میزنه تیکه میندازه)
حالا بهش پیام میدم میره با اکانتای دیگه اش چت میکنه تو گروه ها ولی پیامای منو سین نمیرنه!! کلا منو نادیده میگیره حتی ازش میپرسن متاهلی نمیگه!!
خیلی خستم به جدایی فکر میکنم چاره چیه ؟؟