خواهرم هر وقت میاد خونمون جنجال به پا میکنه
بچش خیلی شلوغه
بچه شب افتاد روم هنوزم کمرم درد میکنه
دیروز صبح رفتم نون گرفتم پهن کردم خشک بشه یکم
بچه اومده بره تو نون. جیغ زدم
گف تو بچه منو ترسوندی تو دشمنی
دیروز تو حموم گریه کردم بخاطر بی کسی هام و مشکلات دیگم گف تو عمدا اینجوری میکنی من زود برم
هعی .....
لامپ و خاموش کرد دیشب مامانم گف شما بچه منو ترسوندین