روز خاستگاری بابام گفت شرایط برای پسرت مهیا میکنی
اجباری نیست ولی من دختر به کسی میدم خونه و ماشین داشته باشه ۳ بار تکرار کرد پدرشوهرم گفت اره ۲ تا خونه داریم یکیش مال اینه ماشینم براش اوکی میکنم گفت هروقت ماشین و سرویس طلا گرفتید عقد کنن پدرم اینو گفت
موقع عقدم پدرم ی سرویس سنگین بهم داد
حالا دیشب
به من گفت چقدر طلا داری همسرت گفت من نمیدونم اشاره کرد بهم گفت خودش میدونه
من گفتم چطور گفت برای یه سرمایه گذاری دیگه هی گفتم سرمایه گداریت چیه گفت تو چقدر داری مقدار گفتم گفت با گوشواره انگشتر دوتا سرویس انقدر از نظرش خیلی کم بود
با خنده گفتم مگه چقدر برام طلا گرفتید بعد گفت ن نمیشه
طولانی میشه تو تایپیک بقیشو میگم