2777
2789
عنوان

هیچوقت ندیدم جاری هام با

439 بازدید | 16 پست

خواهر شوهرام بزن سفر خب

من عقدم همسرم که مثلاً میزان با خواهراش و همسر خواهرانش خونه باغ تغذیح یا تابستون که رفتن سپیدان هیچوقت نگفت عروسامون و برادرام هم هستن

یبار گفتم بهش گفت چرا اونا هم یکی دوبار اومدن یا آدم باید با کسی که رفتارش بهش میخوره و سفر خوش میگذره بره و در آخرم همسرم گفتم اتفاقا هر وقت میریم سفر خواهرام میگن چرا زنت نیوزدی و جایش خالی منم میگم فعلا عقدیم باش اجازه نمیده

حالا من فکر میکنم کار درست جاری هام میکنن و دلیلش ی چیز دیگشس چون خودم هم زیاد دلم نمیخواد با یکی از خواهر شوهرام برم سفر خ مغروره و....

نظر شما چیه


مطمئن باش خواهرشوهرات یه کرمی دارن که عروسا باهاشون نمیرن سفر

من مادری‌ام که روزی خونه‌اش از صدای بچه‌هاش گرم بود، اما حالا بدون حضور دائمی‌شون زندگی می‌کنه.از همسر اولم جدا شدم، حالا در کنار همسر جدیدم مسیر تازه‌ای رو شروع کردم…بچه‌هام رو می‌بینم، از دیدنشون محروم نیستم— اما درد من، فقط ندیدن نیست…درد من اینه که نمی‌تونم هر روز، هر لحظه، مادری کنم همون‌جوری که دلم می‌خواد.مادری، فقط به اسم و دیدار نیست… به لمس لحظه‌لحظه‌هاست.و من هنوز مامانم، با تمام جانم.

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

اخه ادم عاقل با جاری یا خاهرشوهر میره سفر ک گوه بزنن ب سفرش؟ سفرفقط دو نفره با همسرجان

مگر چه میخواستم از وطن؟؟ جز لقمه ای نان و خیالی آسوده /چه میخواستم؟؟جز تکه ای آفتاب و بارانی که آهسته ببارد/ جز پنجره ای که رو به عشق گشوده شود/ مگر چه میخواستم از وطن که از من دریغش کرد 😞

خاهرشوهر فامیل نمیشه

اخ قربون دهنت.

مگر چه میخواستم از وطن؟؟ جز لقمه ای نان و خیالی آسوده /چه میخواستم؟؟جز تکه ای آفتاب و بارانی که آهسته ببارد/ جز پنجره ای که رو به عشق گشوده شود/ مگر چه میخواستم از وطن که از من دریغش کرد 😞

خانواده شوهرم همه باهم میرن سفراما منو همسرم و دخترم خودمون تنها میریم چون راحتتریم

منم چون تو سفر باید راحت باشم کسیو نمیبرم

همیشه هم از اینایی که تو هتل کلی آدم باهمن تعجب میکنم😂

من مادری‌ام که روزی خونه‌اش از صدای بچه‌هاش گرم بود، اما حالا بدون حضور دائمی‌شون زندگی می‌کنه.از همسر اولم جدا شدم، حالا در کنار همسر جدیدم مسیر تازه‌ای رو شروع کردم…بچه‌هام رو می‌بینم، از دیدنشون محروم نیستم— اما درد من، فقط ندیدن نیست…درد من اینه که نمی‌تونم هر روز، هر لحظه، مادری کنم همون‌جوری که دلم می‌خواد.مادری، فقط به اسم و دیدار نیست… به لمس لحظه‌لحظه‌هاست.و من هنوز مامانم، با تمام جانم.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

💫

dokhtareقدرتمند | 7 ثانیه پیش

ادبیات فارسی

naziiiv | 35 ثانیه پیش
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز