از زندگیم سیر میشم دلم نمیاد دیگه نفس بکشم یادم میاد چقدر جلوی همه تحقیرم میکنه چند بار بهم گفت برو نمیخامت دیگه من کاری برات نمیکنم تا آخر عمرم ی روز طلاقت میدم نمیدونم پای چی واستادم میترسم میترسم برم بچه هام چی دوتا دختر دارم اونا رو چیکار کنم برم کجا پیش بابام که اونم دستش خالیه ی نونخور اضافه بشه آخه کجا برم چیکار کنم وقتی نمیتونم این همه تحقیر رو تحمل کنم ن میتونم برم بدون هیچ پشتوانه ای
کجا برم سرکار آخه کی به دختر ۲۴ساله که تا سیکل خونده کتچار میدن هیچوقت بابام رو نمیبخشم کاش میزاشت درسم رو بخونم منی که بی زبون بودم رو چجوری این کارو کرد
خیلی سخته کاش اگه کمترین شرایطشو داشتی ولش می کردی می رفتی این آدم درست بشو نیست تا آخر عمر همینه مط ...
میدونی مشکلش چیه فکراش قدیمیه حتی وات هم رو گوشیم نباید باشه به هیشکی نباید زنگ بزنم هیجان نباید برم فقط خودش دلش گرفت با دوستاش بره بیرون من فقط تو خونه کلفتی باید کنم