2777
2789

طلا بفروشید خونه بگیرید

خونه ارزونه

قیمتش همون پارسال پیارساله

قصه من در خانواده ی شوهرم: یه گربه آروم ومهربون بین گربه ها زندگی میکردمظلوم بود گربه ها اونو اذیت میکردن هیچی نمیگفت تا بین گربه ها مسابقه شد ک کی بیشتر میتونه بدوه گربه ی مظلوم برنده شد همه با تعجب گفتن تو چطور تونستی برنده بشی اونم با بغض گفت من پلنگم.. ولی روزگار این بلا سرم آورد که بین گربه ها دارم زندگی میکنم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

منی که ارزون فروختم و خونه خریدم .............

منم دقیقا شش تومن فروختم

قصه من در خانواده ی شوهرم: یه گربه آروم ومهربون بین گربه ها زندگی میکردمظلوم بود گربه ها اونو اذیت میکردن هیچی نمیگفت تا بین گربه ها مسابقه شد ک کی بیشتر میتونه بدوه گربه ی مظلوم برنده شد همه با تعجب گفتن تو چطور تونستی برنده بشی اونم با بغض گفت من پلنگم.. ولی روزگار این بلا سرم آورد که بین گربه ها دارم زندگی میکنم

جواب سی..ا..سی داره جانم.چون موقع درگیری میشه سرمایه های کمجا و قابل حمل رو برداشت ولی خونه رو نه

اهااااان

نمیدونستم واقعا

پس یعنی خونه همینطور ثابت میمونه؟

قصه من در خانواده ی شوهرم: یه گربه آروم ومهربون بین گربه ها زندگی میکردمظلوم بود گربه ها اونو اذیت میکردن هیچی نمیگفت تا بین گربه ها مسابقه شد ک کی بیشتر میتونه بدوه گربه ی مظلوم برنده شد همه با تعجب گفتن تو چطور تونستی برنده بشی اونم با بغض گفت من پلنگم.. ولی روزگار این بلا سرم آورد که بین گربه ها دارم زندگی میکنم

میگن یه ماهه خونه راه افتاده خیلی داره رشد میکنه شنیدم البته

من از این به بعد یه دختر شاد و مثبت اندیشم. میخوام زندگیمو اون جوری که دلم میخواد بسازم و میدونم که خدا بهترینارو سر راهم قرار میده🌹❤
جواب سی..ا..سی داره جانم.چون موقع درگیری میشه سرمایه های کمجا و قابل حمل رو برداشت ولی خونه رو نه

نه گلم جوابت اشتباه یه خونه ۳ میلیاردی از دوهفته پیش دیروز شده ۵ و نیم میلیارد و همین جوری داره میره بالا

نه گلم جوابت اشتباه یه خونه ۳ میلیاردی از دوهفته پیش دیروز شده ۵ و نیم میلیارد و همین جوری داره میره ...

اشتباه میکنی فکر کنم

شایدم ما پایین شهریم اینطوریه

کنجکاو شدم از املاکی بپرسم

قصه من در خانواده ی شوهرم: یه گربه آروم ومهربون بین گربه ها زندگی میکردمظلوم بود گربه ها اونو اذیت میکردن هیچی نمیگفت تا بین گربه ها مسابقه شد ک کی بیشتر میتونه بدوه گربه ی مظلوم برنده شد همه با تعجب گفتن تو چطور تونستی برنده بشی اونم با بغض گفت من پلنگم.. ولی روزگار این بلا سرم آورد که بین گربه ها دارم زندگی میکنم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز