یه پسری همکلاسیمه من نزدیک سه سال ازش بزرگترم پسر خاصیه باباشم وکیله من انقدر به خودم نمی رسیدم وقتی میرفتم دانشگاه(صورت اصلاح نکرده و آرایش نکرده با تیپای تکراری)که هیچوقت بهش فکر نمیکردم و امید نداشتم حتی همصحبتم بشه...
من فقط روی درسم جدی و متمرکز بودم کم کم اومد سراغم و بهم توجه نشون داد جوری که من فکر کردم خبریه
اما وقتی که رقابت بینمون بالا گرفت سر یه پروژه جرزنی کرد که باعث شد من ازش ناامید بشم و فاصله بگیرم اما هنوز دلم پیششه...
بعد از این اتفاق خیلی رفت قاطی دخترا هنوزم نمیتونم درک کنم دلیلشو