حالم به حدی بد شد که حتی نمیتونستم بخوابم تا کمتر عذاب بکشم
ولی بلاخره به زور یه کاری کردم تا یکم خوابم ببره یه چرت ریزی زدم قبلش حالم داغون بودااااا ، چرت ریزو که زدم با یه شُک از خواب بیدار شدم باور نمیکنین ولی تا اون شک بهم وارد شد و بیدار شدم حس کردم دو سه تا توده هوای کروی مشکی یهو از بدنم خارج شد رفت سمت کمد دیواری یادم نیس ولی انگار به چشم هم یکم دیدمش بعد که رفت سمت کمد ، از داخل کمد یه صداهایی اومد به خدا راست میگم اول فکر کردم صدا از بیرونه ولی هرچی صدا کردم کسی جواب نداد مامانم که اصلا خونه نبود اونروز شمال بود بعدا بهش گفتم گفت شیطان بود حالتو بد کرده بود اخه مادر من شیطان کجا بود 😂😂
البته بگم که پشت کمد دیواری من میخوره به حموم و چند بار شنیدم که میگن شیطان تو حموم و دستشویی میمونه