من رفتم از همدانشگاهیم جزوشو بگیرم که چاپ بزنم و اینا گفت عصر فلان جا بم تحویل بده
من عصر رفتم جلو در مغازه موبایل فروشی بهش پس دادم جزوشو
بهم گفت میشه بریم پارک کناری یه صحبتی باهات دارم منم که کلی خجالی اینا
گفتم بفرمایید اینا رفتیم نشستیم گفت خیلی وقته ازت خوشم میاد و.....
یکم از این قربون صپقه ها و هندونه زیر بغل چرتا گفت
بعد بهم گفت میشه بغلت کنم یا ببوسمت
من بهش گفتم نه حقیقتا اصلا خوشم نمیاد لطفا زیادم نزدیک نیا
برگست گفت جنبه نداری کوچولو
منم بش گفتم خوبه جنبم مثل تو نیست که تو دو دقیقه شل کردی
حالا دوستم میگه این وحشی بازیا چیه لیاقت نداشتی پسر به این خوشتیپی حالا یه بغلم کرده بود
واااای من احساس چندش مانندی بهم دست میده یک ادم غریبه که با هم هیچ نسبتی نداریم بهم دست بزنه
همه میگن با این اخلاقت ترشی خودتو بزار😂😂