همکلاسیم عاشقمه کل دانشگاه علوم پزشکی رو من کراش دارن چون کیوت ام شبیه موش کوچولو هستم🥲🎀 هروقت کلاس عملی داشتیم تو آزمایشگاه واسم صندلی میاوورد تو گروه همش سوالای منو به ثانیه نکشیده جواب میداد یه روز بعد امتحان دیدم پوشه نارنجی دستشه گفت شناسنامه آوردم مستقیم بریم محضر 😔 قبل امتحانا به همکلاسیام گفت بیاین برای همه قهوه خریدم تو حیاط همه جمع شدیم یهو جلوم چهارزانو زد حلقه رو بالا نگه داشت گفت منو به نوکری خودتون میپزیرین؟💍😔 منم یخ کرده بودم خشکم زده بود همه بچه ها جیغ و دست زدن حسابی تبریک گفتن حتی از رشته های دیگه هم بودن حسابی پیشونی سفید شدیم😭(انگشترش یه نگین الماس داشت نور خورشید خورد به الماس بازتاب داد به چشم یکی از همکلاسی ها) منم هیچوقت محلش ندادم سرد برخورد کردم چون قدش کوتاست و از یه استان دیگه اس فرهنگامونم متفاوته تازه بدتر از همه ضریب هوشیش پایینه ۴ سال پشت کنکور مونده باهاش ازدواج کنم بچم خنگ میشه😭🎀 یه روز بابام اومد دنبالم رفت پیش بابام به پاش افتاد گفت التماس میکنم منو به غلامی خودتون قبول کنین😔💍😭 امروز امتحان عملی داشتیم من امتحانمو دادم جلو سردر وایستاده بودم با پراید سفید اومد جلوم گفت میخوام برسونمتون منم عصبانی شدم گفتم آقای(....) دیگه شورشو درآوردین اگه قبلا ۹۵ درصد کنسل بودین الان برام ۱۰۰ در ۱۰۰ کنسل اید 😑گفت بخاطر پراید سفید میگی؟ گفتم آره بعدش قسم خورد این ماشین خواهرمه ماشین خودم مدل بالاست دید خیلی ناراحتم گفت کفشاتون گِلی هست بزار واستون لیس بزنم تمیز شه(تو ماشینش واکس نداشت) منم باز محل ندادم اومدم خونه اونم شروع کرد نعره زدن و التماس کردن😪😢
چیکارش کنم بنظرتون؟
خرگوشیتونم سابق کاربری قبلیم ترکید 🐰 تو دنیایی که هپارین کربوهیدراته راحت اعتماد نکن!🌱