2777
2789
عنوان

خاطره بازی

178 بازدید | 27 پست

خاطره های خاصی که توذهنتون مونده مثل اولین روز مدرسه ....دوران عقد یاهرچیزی که حالتونو بایادآوریش خوب میکنه

پشت هرکوه بلندسبزه زاریست پرازیادخدا ودرآن باغ کسی میخواند تاخداهست دگرغصه چرااااا

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

بهترین خاطره زمانیه،که همه دکترارو بچم بخاطر وزن کم عیب میزاشتن بدنیا که امد سالم و ناز بود هرگز یادم نمیره همین که از تخت جابجاکردن بهوش امدم گفتم سالم دست و پا داره چقدر پرسنل خندیدن برام 

اولین باری که میخواستم در طول عمرم بیمارستان بستری شم و جراحی شم 

هوشبر میخواست بهم شماره بده 

هی خودمو زدم به اون راه اخرسرم توی جعبه ام آر آی نوشت  

کینه ای نبودم ،تا آن روزِ لعنتی که ماهیِ هفت رنگِ عیدمان ،وقتی خواستم آبش را عوض کنم دستم را گاز گرفت ...من ماهی ها را بی آزار و معصوم دیده بودم ،اصلا توقِع چنین برخوردی را نداشتم ...از آن روز ، من از ماهیِ کوچکِ تویِ تنگ ، بیزار شدم و هر ثانیه آرزویِ مرگش را داشتم ،،،آبش را عوض نمی کردم ،غذایش را نمی دادم ،هربار که نگاهم به نگاهِ متظاهرِ مظلوم نمایش می افتاد ، اخم هایم را تویِ هم می کشیدم ، زیر لب لعنتش می کردم و سرم را می چرخاندم ...به قدری از گازِ ناغافلش کینه به دل گرفته بودم که بعضی شب ها دلم میخواست ، او را بیندازم توی آبِ جوش تا شاید دلم خنک شود ...این حجم رذالت و سنگ دلی از من بعید بود !شاید هم بچه بودم و کمی در تصوراتم اغراق می کردم ...فقط خواستم بگویم ؛هیچ خیانتی نابخشودنی تر از خیانت در اوجِ اعتماد نیست !!!

من خودم خاطره اولین روزمدرسه ام خیلی باحاله یادمه جشن بود میگرفتن اولی ها یک روز زودترمیرفتن مدرسه بامادراشون من بامامانم رفتم مدرسه بعد صف تشکیل شد آخرش بچه ها روبردن که مدرسه رونشون بدن همه بچه روبردن ته حیاط که سرویس بهداشتی رونشونمون بدن یدفعه من نگاه کردم دیدم مامانم نیست جیغ زدم من مامانمو میخوام یدفعه دیدم کل بچه ها بامن دارن جیغ میزنن دنبال ماماناشونن خیلی باحال بود همه باهم گریه میکردن ومیدویدیم

پشت هرکوه بلندسبزه زاریست پرازیادخدا ودرآن باغ کسی میخواند تاخداهست دگرغصه چرااااا
الان ياد يه كاراى خزى كه تو دوره راهنمايى انجام مى داديم افتادم بگم؟

بگوعزیزم من خودم زیادمیکردم مثلا دفترخاطرات داشتیم پیدادیم دوستامون همه برامون بنویسن

پشت هرکوه بلندسبزه زاریست پرازیادخدا ودرآن باغ کسی میخواند تاخداهست دگرغصه چرااااا

خاطره سالهای دانشگاه ، ۱۸ سالگی

عاشق شدن

شعرگفتنام

دوستای خوبم تو سال اول یونی

خاطرات ناب کودکی....

سربازی هستم/که به کشتن وقت میروم/تا دوردستها/پرچم دشمن خانگی.....من مومن یامذهبی به معنای کاملش نیستم، فقط دوست دارم که باشم_مشغول فراگیری چهارمین رشته تحصیلیم هستم.من عاشق  کمک کردنم : از طب سنتی واسلامی،سلامت،روانشناسی،مسایل مذهبی،ادبیات و فرهنگ و برخی موضوعات اطلاعات نسبی دارم : اگر ضرورتی بود بپرسید،شاید کمکی ازم براومد _از همه مهمتر:من محتاج دعای همه عزیزان هستم،باسپاس    
من خودم خاطره اولین روزمدرسه ام خیلی باحاله یادمه جشن بود میگرفتن اولی ها یک روز زودترمیرفتن مدرسه ب ...

من روز اول مدرسه مامان نبود😐

خواهرم دقیقا ۳۰ شهریور تشریف آوردن به این دنیا برا همین مامانم بیمارستان بود :(

من روز اول مدرسه مامان نبود😐 خواهرم دقیقا ۳۰ شهریور تشریف آوردن به این دنیا برا همین مامانم بیمارس ...

الهی عزیزم اینم خودش خاطره است

پشت هرکوه بلندسبزه زاریست پرازیادخدا ودرآن باغ کسی میخواند تاخداهست دگرغصه چرااااا

وقتی که عشقم(پسرعمم) شنیدم مریض شده خونشون یه شهر دیگه بود تا جور شد و رفتیم عیادتش من هیچی نتونستم بخورم حتی آبم بزور از گلوم پایین میرفت.وقتی که رسیدیم خونشون و دیگه سالم دیدمش خیالم راحت شد.

بعد همونجا خونه اونا مریض شدم از بس اون دوروز هیچی نخورده بودم.سرم قندی و اینا برام زدن همه آبمیوه و کمپوتاشم داد بمن خوردم

  انقد همه بهم خندیدن

خاطره اولین قرارمون‌ باهمسرم یادش بخیر توکافی شاپ موقع بستنی خوردن قاشق ازدستم افتاد زمین ...بعد کلی خجالت کشیدم جلوش 😥😥😥

پشت هرکوه بلندسبزه زاریست پرازیادخدا ودرآن باغ کسی میخواند تاخداهست دگرغصه چرااااا
بگو

الان يادم اومد راهنمايى برا دوستامون كه خاطره مى نوشتيم حتما بايد زيرش عكش يه قلب كه ازون تيراى تيغ تيى توش فرو رفته با چند رنگ خودكار نقاشى كنيم  😬😅

واى چقدر هم خطمون خرچنگ قورباغه بود تازه كلى گل و بوته هم با اون خودكار رنگى هاى زشت دورش مى كشيديم 🤪😀🤕

https://eitaa.com/banoi553   حمایت کنید لطفا 😘 دستتون رو روی لینک نگه دارید آبی که شد بازش کنید💞
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز